فارسی
جمعه 02 آبان 1399 - الجمعة 6 ربيع الاول 1442

اصفهان بیت الاحزان ذی القعده 1395 سخنرانی هفتم


روش تربیتی امام رضا(ع) - شب هفتم دوشنبه (25-5-1395) - ذی القعده 1437 - بیت الاحزان -  

 

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمدلله رب العالمین الصلاة و السلام علی سید الانبیاء و المرسلین حبیب الهنا و طبیب نفوسنا ابی القاسم محمد صلی الله علیه و علی اهل بیته الطیبین الطاهرین المعصومین المکرمین.

امامی که باید در همه شئون زندگی سرمشق همه مردم تا روز قیامت باشد باید خداوند او را انتخاب کند، انتخاب امام به معنای خاص خودش در اختیار مردم قرار داده نشده قرآن می‌فرماید ما کان لهم الخیرة، این انتخاب حق شمانیست، حق وجود مقدسی است که دینش به همه هستی و ظاهرو باطن انسان‌ها فراگیر است. او فقط خبر دارد که چه کسی شایسته این منصب است انتخابش می‌کند به نفع مردم، للناس، بر مردم هم واجب است به او اقتدا کنند اگر اقتدا کننده خیر دنیا و آخرت نصیبشان می‌شود اگر اقتدا نکنند به دست خودشان خود را از خیر دنیا و آخرت محروم کردند.

یک امامی که خداوند متعال برای مردم انتخاب کرده است وجود مبارک حضرت ابراهیم است که طبق آیه انتخاب او برای امام امامتش در نسل هم وزن خودش جریان پیدا کرده است. ولی خداوند متعال فقط آن یک نفر را انتخاب نکرد مقام جریان داده شد خودش از پروردگار عالم پرسید من ذریتی این مقام امامت در نسل من هم طلوع می‌کند؟ پروردگار فرمود بله طلوع می‌کند اما لا ینال عهد الظالمین اگر در نسل تو هم که ابراهیم هستی کسانی پیدا بشوند که بشود به آنها گفت ظالم این مقام به آنها نمی‌رسد، می‌خواهد در دوره عمرشان یک بار ظلم کرده باشند ظلم به خودشان، می‌خواهد ظلمشان برای ایام نزدیک به مرگشان باشد که من خبر دارم، هنوز ظلم اتفاق نیفتاده ولی اتفاق می‌افتد، این مقام به آنها هم نمی‌رسد آنهایی که مثل خودت هستند که وَ إِذِ اِبْتَلىٰ إِبْرٰاهِيمَ رَبُّهُ بِكَلِمٰاتٍ فَأَتَمَّهُنَّ ﴿البقرة، 124﴾من همه تکالیف را ارائه می‌دهم هر کسی که همه این تکالیف ارائه داده شده را با معرفت، با همت، با عشق، با اخلاص اجرا کرد و هیچ تکلیفی از او فوت نشد، او به امامت انتخاب می‌شود.

خب آنچه که برای ما مهم است این است که روش زندگی امام هدایت را بدانیم، برای اینکه بفهمیم به چی اقتدا بکنیم، این آیاتی که قرائت می‌شود می‌شود اسمش را گذاشت آیات روش‌شناسی، حالا این آیات را من درباره حضرت ابراهیم برایتان قرائت می‌کنم که باز هم توجه بدهم عزیزانم را که تمام این روش به امامان بعد از ابراهیم انتقال پیدا کرده است جالب این است به فرموده حضرت سید الشهدا در یک روایتی مربوط به قرآن اگر ما به یک امام انتخاب شده پروردگار اقتدا بکنیم به کل امامان انتخاب شده اقتدا کردیم، یعنی اگر روز قیامت با پرونده اقتدای به یک امام انتخاب شده وارد بشویم یقینا خداوند متعال ما را به عنوان اقتداکننده به همه انبیا و ائمه طاهرین خواهد پذیرفت. اگر این نباشد پس آیه شصت و نه سوره نساء چی می‌گوید.

و من یطع الله و الرسول، اینجا یک امام را خدا گفته در آیه پیغمبر وَ مَنْ يُطِعِ اَللّٰهَ وَ اَلرَّسُولَ فَأُولٰئِكَ مَعَ اَلَّذِينَ أَنْعَمَ اَللّٰهُ عَلَيْهِمْ مِنَ اَلنَّبِيِّينَ وَ اَلصِّدِّيقِينَ وَ اَلشُّهَدٰاءِ وَ اَلصّٰالِحِينَ وَ حَسُنَ أُولٰئِكَ رَفِيقاً  ﴿النساء، 69﴾، اقتدای به یک امام هدایت شما را در قیامت همنشین تمام انبیا، صدیقین، شهدا، و صالحین قرار می‌دهد. خیلی این مسئله مهم است، جالب است که اهل تسنن نقل می‌کنند پیغمبر اسلام روی منبر فرمودند اگر کسی دلش می‌خواهد آدم را با علمش ببیند، یعنی با چشمش، نوح را با حلمش ببیند، نه بشنود، خیلی مهم است ببیند، من اراد ان ینظر الی آدم و الی نوح و الی ابراهیم و الی موسی و الی عیسی با خصوصیت‌هایشان، فالینظر هذا الرجل همه سرها را برگرداندند دیدند امیرالمومنین دارد وارد مسجد می‌شود این آدم است این نوح است، این ابراهیم است این موسی است این مسیح است یعنی یک نفر همه.

بنابراین اقتداکننده نباید دغدغه داشته باشد کو وقت که من به صد و بیست و چهار هزار پیغمبر و دوازده امام اقتدا بکنم وقتی نمی‌خواهد شما به ابی عبدالله اقتدا کن به کل اقتدا کردی به امیرالمومنین اقتدا کن به کل اقتدا کردی به ابراهیم اقتدا کن به کل اقتدا کردی آیه را هم که دیدید شنیدید روایت را هم که ملاحظه فرمودید.

حالا روشی که کتاب خدا از زندگی ابراهیم بیان می‌کند روش همه امامان هدایت است، من کنار آیات خیلی معطل نمی‌شوم برای اینکه این پنج شش تا آیه‌ای را که می‌خواهم قرائت بکنم اگر قرار باشد با همدیگر موشکافی کنیم حقایقش را مورد دقت قرار بدهیم خیلی طولانی می‌شود، وَ إِذْ يَرْفَعُ إِبْرٰاهِيمُ اَلْقَوٰاعِدَ مِنَ اَلْبَيْتِ وَ إِسْمٰاعِيلُ رَبَّنٰا تَقَبَّلْ مِنّٰا، زمانی که ابراهیم پایه‌های خانه را ساخت، و اسماعیل یارش هم در این ساختمان‌سازی اسماعیل بود دو تا پیغمبر یک بنایی را بنا کردند، خب  تا اینجا مسئله عادی است معمولی است، یعنی ممکن بود دو تا دیگر بیایند و این خانه را بنا بکنند این خیلی معمولی است بنایی که چیزی نیست ارزش کار را حالا ابراهیم اینگونه اعلام می‌کند این مهم است ساختن خانه با سنگ و گل مهم نبود، وَ إِذْ يَرْفَعُ إِبْرٰاهِيمُ اَلْقَوٰاعِدَ مِنَ اَلْبَيْتِ وَ إِسْمٰاعِيلُ رَبَّنٰا تَقَبَّلْ مِنّٰا اگر این عمل ما را، این کار ما را، این زحمت ما را قبول نکنی پوچ است هیچ است، و اگر تو قبول نکنی ما این ساختمان‌سازی خانه را به کی ارائه بدهیم به کی بگوییم قبول کن که ارزش پیدا بکند، ابراهیم می‌گوید اگر می‌خواهید نگاهتان گوش دادنتان، حرف زدنتان، خوردن‌تان، آشامیدنتان ازدواجتان بچه دار‌شدنتان، کسبتان ارزش پیدا بکند به گونه‌ای بناگذاری کنید که به قبولی خدا برسد وگرنه اگر یک عمری حمالی بکنید بدوید، عرق بریزید ببینیم بشنویم، بخوریم کارهای دیگر بکنیم، به قبولی پروردگار نرسد پوچ شدیم پوک شدیم و بعد از هفتاد هشتاد سال عمر دست خالی وارد بر خدا می‌شویم چون عمل باید قبول بشود که با پاداش گره بخورد، وقتی یک پرونده را در قیامت پس صاحبش بدهند بگویند قبول نداریم پاداشی ندارد. وقتی عبد در قیامت پاداش نداشت خب در صحرای محشر که نگهش نمی‌دارند بهشت را هم که از دست داده، نهایتا باید برود جهنم.

اعمال دوره عمر قبول نشده آتش دوزخ است این یک روش، که ببینید من و فرزندم اسماعیل خانه را ساختیم خانه‌سازی که کار مهمی نبود اما به گونه‌ای ساختیم یعنی قصدمان برای ساختن لله بود تهیه سنگ لله بود، روی هم چیدنش و ملات گل ریختن لله بود، بعد هم یقین داشتیم که به پروردگار مهربان عالم بگوییم قبول کن  إِنَّكَ أَنْتَ اَلسَّمِيعُ اَلْعَلِيمُ  ﴿البقرة، 127﴾ تو هم دعای ما را داری می‌شنوی هم آگاه به پاک بودن و مخلصانه بودن کار ما هستی این عمل قبول.

البته یک سفارشی به من کم ظرفیت هم پیغمبر اکرم کرده که تا می‌توانی مگر یک نماز جماعت و حج آن را نمی‌شود ولی بقیه را تا می‌توانی عملت را پنهان انجام بده که از خطر ریا دور بمانی، تقبل منا انک انت السمیع العلیم، من این مسجدی که می‌خواهم بگویم هفت هشت بار در آن نماز خواندم در یکی از شهرهای دوردست شمالی ایران است شمال شرق ایران، یک آقایی در یک محل خیلی متراکمی از جمعیت یک مسجدی را می‌سازد خوب هم ساخته بود تا کجا مسجد را می‌سازد؟ تا آوردن گاز و برق و آب و موکت و کردن و دیگر پولش تمام می‌شود، یک مدتی مردم می‌آمدند روی همین موکت‌ها اقتدا می‌کردند به امام جماعت، یک خادمی را هم استخدام کرده بود که شبها در مسجد بخوابد نیایند موکت‌ها را ببرند کنتور را ببرند، کابل‌ها را ببرند، دزدهای روزگار ما که رحم ندارند دزدهای قدیم خیلی خوب بودند نه به امام حسین می‌زدند نه به پروردگار، به کاهدون می‌زدند آدم‌های عاقلی بودند، خیلی‌هایشان هم به توبه می‌خوردند، خادم یک شب در شمال شهر آن شهر مهمان یکی از قوم و خویش‌هایش بود، دیر آمد آنجا جلسه طول کشید و نشستند و بگو بخند داشتند و شام داشتند و یک ساعت مانده به اذان برگشت، که برقها را روشن کند بلندگوها را آماده کند برای نماز جماعت صبح، چه رفیق‌هایی داری خدایا، دید که قفل در مسجد را شکاندند، کج و کوله شده معلوم می‌شد که با یک میله آهنی این قفل را شکستند و کج کردند و در را باز کردند، به جای قفل یک زنجیر به در بسته و دو سه تا هم گره رویش زده، خادم بنده خدا خیلی نگران شد، گفت بردند همه چیز مسجد را، زنجیر را باز کرد و آمد دید نه کنتور سرجایش است برقهای مسجد را زد، دید از دم محراب تا دم در خروجی شبستان پر از فرش دستباف است، نه ماشینی. یک پنجاه شصت تا کارتن تمیز هم گوشه شبستان است، هیچکس هم آنجا نیست، آمد سراغ کارتن‌ها دید یک ورقه روی کارتن‌هاست نوشته خادم چند شب بود می‌امدم اینجا کمین می‌کردم نباشی، چقدر خدا را شکر کردم دیشب نبودی، تمام این فرشها را قبلا اندازه گرفته بودم به خورند شبستان آوردم اینجا را پر کردم این کارتن‌ها به اندازه چهارصد نفر بشقاب ماست خوری، سبزی خوری دیس، کفگیر قاشق چایخوری، قاشق غذاخوری است اینها برای مسجد برای محرم‌ها برای ماه رمضان‌ها، اما اگر واقعا دلت بخواهد من را ببینی که آمدم این خانه الهی را به فرش و به این همه اثاث مجهز کردم، میدانم دلت هم می‌خواهد من را ببینی آدرسم این است قیامت محضر پروردگار تمام شد همین.

یک درس ابراهیم این است که عمله خدا باشیم نه عمله هوای نفستان، نه عمله تماشای مردم، نه عمله این که  عکستان را تلویزیون نشان بدهد روزنامه نشان بدهد سایت‌ها نشان بدهند که این آقا این کارها را کرده حالا قهری اگر اتفاق افتاد آن مسئله‌ای نیست، اما اصلش را ابراهیم می‌گوید عمل قابل قبول انجام بدهید چون وقتی پروردگار عالم عمل را قبول بکند خودش می‌داند که این عمل چه ارزشی پیدا می‌کند، معرفت زینب کبری را ببینید که وقتی آمد کنار بدن قطعه قطعه اولین کاری که کرد توجه به پروردگار کرد گفت اللهم تقبل منا هذا القتیل این کشته را قبول کن، چون نهایت کار قبولی تو است. عظمت کار قبولی تو است. خب این یکی از روشهای انبیاء الهی است و چه روش پاکی است.

یک روایت هم فکر می‌کنم از حضرت باقر باشد من بیست سال پیش روایت را دیدم خیلی روایت عجیبی است، خیلی، دختران شعیب دوتایشان کنار ایستاده بودند چوپانان گوسفندهایشان را آب دادند و رفتند ته مانده آب چوپان‌ها را می‌خواستند بدهند به گوسفندانشان موسی که اولین روز بود رسیده بود به مدین و واقعا طبق قرآن سرگرم پروردگار بود در حال بود، طبق قرآن، همینجوری که سرش پایین بود گفت خانم‌ها کنار بروید من از این چاه آب می‌کشم دو تا دخترها رفتند کنار که در معرض دید موسی نباشند آمد آب کشید چاله را پر کرد و آنها هم گوسفندها را آب دادند و برگشتند، امیرالمومنین می‌فرماید بیست شبانه روز بود که موسی غیر علف بیابان هیچی گیرش نیامده بود از مصر تا مدین، قرآن می‌گوید وقتی دخترها برگشتند به پدرشان شعیب گفتند قٰالَتْ إِحْدٰاهُمٰا يٰا أَبَتِ اِسْتَأْجِرْهُ إِنَّ خَيْرَ مَنِ اِسْتَأْجَرْتَ اَلْقَوِيُّ اَلْأَمِينُ  ﴿القصص‏، 26﴾، گفتند بابا این جوان را که امروز ما کنار آبهای مدین دیدیم این را اجیرش کن برای زندگیمان گوسفندهایمان، چراندن حیواناتمان گفت عیبی ندارد قوی گفتید خب درست، آن سطل بسیار بزرگ را انداخت در چاه و کشید بیرون امین را از کجا می‌گویید؟ گفتند چون به ما نگاه  نکرد توجهی به ما نکرد، گفت خیلی خب بروید صدایش کنید بیاید.

اینجا هم دخترخانم‌های ایران بدانند که پروردگار عالم می‌گوید این دختر که به ماموریت از جانب بابا آمد موسی را صدا بکند تمشی علی الاستحیاء راه رفتنش در اوج عفت و پاکدامنی بود، یعنی دختر جوانی نبود که با رفتارش اطوارش، شکل راه رفتنش نظر نامحرمی را جلب بکند، تمشی علی استحیاء خدا دارد تعریف می‌کند از اینکه تمشی علی استحیاء را تعریف می‌کند یعنی از این روش زنان و دختران بخشی از این ایران نفرت دارد پروردگار.

آنی را که از زن جوان و دختر جوان دوست دارد تمشی علی استحیاء است نه با این اطواری که پیرمرد نود ساله را هم می‌توانند به دام بیندازند، موسی آمد، جوان، بیست شبانه روز است غیر از علف چیزی نخورده، سفره افتاده بود اجناس لبنی و گوشتی هم سر سفره پر به شعیب سلام کرد شعیب بهش گفت که اجلس و تعش، جوانم فعلا بشین سر این سفره غذای سیری بخور، گفت نه نمی‌نشینم و نمیخورم، گفت مگر گرسنه نیستی قیافه‌ات نشان می‌دهد که گرسنه هستی گفت گرسنه هستم اما نمی‌خورم، شعیب گفت چرا؟ گفت اگر می‌خواهی این شامی که به  من می‌دهی مزد کاری که در صحرا برای دخترانت انجام دادم آب از چاه کشیدم قرار بدهی من آن عملم را با شام تو معامله نمی‌کنم من آن کار را فقط برای خدا کردم اگر کل کره زمین را از طلا پر کنی به من بدهی که من آن عملم را به تو بدهم این معامله را نخواهم کرد یعنی عمل خالص عمل قابل قبول ولو یک سطل آب کشیدن باشد، یک سلام کردن باشد، یک قرض دادن باشد، یک گاز کشیدن برای یک خانه باشد، یک دیوار مسجد ساختن باشد، یک مدرسه باشد. عمل پاک. اصلا اسلام دنبال کمیت نیست فقط دنبال کیفیت است، تافتون الان اصفهان چند است؟ در سه شبانه روز امیرالمومنین صدیقه کبری، امام مجتبی، ابی عبدالله چهار تا، چهار تا سه تا نان تافتون می‌شود دوازده تا، دوازده تا نان تافتون را امروز ما چند می‌خریم؟ اینها دوازده تا نان تافتون خالی را دادند به مسکین و فقیر و اسیر خدا برای این عمل ببینید در سوره دهر چه غوغایی راه انداخته.

اصلا آدم ماتش می‌برد از آیات این سوره، به شکل تلگرافی تمام بهشت را برای مزد آن شب اینها معرفی می‌کند، چرا؟ چون گفتند إِنَّمٰا نُطْعِمُكُمْ لِوَجْهِ اَللّٰهِ ﴿الإنسان‏، 9﴾، ما با شما هیچ معامله‌ای نداریم هیچ، این جمله را هم از امام باقر بگویم در زیارت اربعین، من به خدا قسم این حرف امام باقر را تا حالا نتوانستم لمس بکنم، خیلی فهمش مشکل ا ست خیلی، من که نفهمیدم. ما یک صدقه داریم به یک مستحق کمک می‌کنم خدا به من وعده داده مَنْ جٰاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ عَشْرُ أَمْثٰالِهٰا ﴿الأنعام‏، 160﴾ یک میلیون بده من ده میلیون پس می‌دهم کیف هم می‌کنم می‌گویم مفتی که نمی‌دهم یک تومان می‌دهم ده تومان می‌گیرم اگر ندهد نمی‌دهم این صدقه است.

یک عطا داریم در قرآن که یک مقام بالاتر به یک مقام پایین‌تر یک چیزی را می‌بخشد ولی در مقابلش هم یک توجه مثبتی دارد إِنّٰا أَعْطَيْنٰاكَ اَلْكَوْثَرَ  ﴿الكوثر، 1﴾بعد از عطای من چی؟ توقع دارم فَصَلِّ لِرَبِّكَ وَ اِنْحَرْ  ﴿الكوثر، 2﴾، عطا. عین صدقه، انفاق، برادران یوسف به یوسف گفتند فَلَمّٰا دَخَلُوا عَلَيْهِ قٰالُوا يٰا أَيُّهَا اَلْعَزِيزُ مَسَّنٰا وَ أَهْلَنَا اَلضُّرُّ وَ جِئْنٰا بِبِضٰاعَةٍ مُزْجٰاةٍ فَأَوْفِ لَنَا اَلْكَيْلَ وَ تَصَدَّقْ عَلَيْنٰا إِنَّ اَللّٰهَ يَجْزِي اَلْمُتَصَدِّقِينَ  ﴿يوسف‏، 88﴾، اما یک عنوانی هم در اسلام  است بذل یعنی من می‌آیم ده میلیون می‌دهم یک فرش می‌دهم، یک جهازیه می‌دهم، اصلا توقعی از طرف مقابلم ندارم هیچی.

امام باقر می‌فرماید بذل نهجته فیک، نه فی سبیل الله، این که می‌گویم من نمی‌فهمم فی سبیل الله یعنی در راه خدا بذل مهجته فیک، می‌گوید خدایا حسین ما، خون خودش را، خون قلبش را، فیک نمی‌دانم یعنی چی، بذل کرد، یعنی آمد هفتاد و دو نفر را کنار قلبش قرار داد روز عاشورا خون قلب را بذل کرد و هیچ توقعی در دنیا و آخرت در این خون دادن به تو از تو نداشت. از زمان آدم تا حالا خیلی در این جنگ‌ها افراد متدین اسلحه زدند، خب به کار گرفتن یک اسلحه چقدر طول می‌کشد؟ آن وقت‌ها که شمشیر بود مثل برق مومن شمشیر را بلند می‌کرد می‌زد یک کافری را می‌کشت امیرالمومنین در سن بیست و سه سالگی یک شمشیر برده بالا و آورده پایین آن هم به سرعت چند ثانیه هم نکشیده عمرو ابن عبدود را انداخته پیغمبر می‌گوید ضربت علی یوم الخندق افضل من عبادة الثقلین سنی‌ها هم دارند نگران نباشید، آنها هم می‌گویند که آن روز علی را آن چند لحظه را بگذار در ترازو عبادت جن و انس هم بگذار اینور کفه علی سنگین‌تر است چرا؟ عیار اخلاص، یعنی اینجا ما اصلا اخلاص امیرالمومنین را نمی‌توانیم بفهمیم چقدر خالص بوده خلوص در خلوص.

خب این یک کار امام انتخاب شده خدا کار می‌کرد لله، کار می‌کرد خالصا لوجه الله، در جزء‌های آخر قرآن که پروردگار می‌فرماید ملت مردم دنیا، لقد کان لکم فی ابراهیم اسوة در تمام برنامه‌های ابراهیم برای شما سرمشق است، خب این یک کارش بود این را باید ما سرمشق قرار بدهیم برنده بشویم، کار را لله انجام بدهیم، من یک وقت به یک نفر گفتم چی کار باید کرد قیامت؟ اگر ما با پنجاه سال منبر و دعای عرفه و کمیل و احیا وارد بر خدا بشویم، پرونده پنجاه سال منبر پنجاه سال احیا، کمیل، ابوحمزه، عرفه، در دلم بگذرد به آن کسی که عاشق خدا بود گفت در دلم بگذرد چقدر می‌خواهد برای این پنجاه سال من مزد قرار بدهد تا به دلم بگذرد برگردد بگوید که بنده من توقع بیجا نداشته باش پنجاه سالی که منبر بود و دعا بود و کمیل بود و عرفه بود من دل آنهایی که دعوت کرده بودند نرم کردم پول بهت دادند طلبی از من نداری، برو گمشو، اینجوری هم اتفاق می‌افتد.

آنجا آن وقت باید دامن کی را گرفت؟ به کی باید متوسل شد؟ خلص العمل فان اللاقد بصیر بصیر، آنی که می‌خواهد قیامت عملت را نقد بکند که آیا خالص بوده یا نه جلوی چشمت بینای به تمام زوایای عملت است، بپا، و اما آیات بعد آن آیات بعد روشهای عجیبی را ابراهیم ارائه می‌کند اگر زنده بودم فردا شب. خدایا باید با این دوره عمرمان چی کار بکنیم؟ خدایا اگر امشب به ما بگویی بنده من از پرونده‌ات یک عمل خالص بکش بیرون به من نشان بده که این را صددرصد برای من انجام دادی چی کار بکنم؟

 

 

سخنرانی های مرتبط
ذی القعده 1395 اصفهان بیت الاحزان اصفهان بیت الاحزان ذی القعده 1395 سخنرانی هفتم ذی القعده 1395 سخنرانی هفتم سخنرانی هفتم
پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز