فارسی
يكشنبه 15 تير 1399 - الاحد 14 ذي القعدة 1441

حلال و حرام مالی، ص: 610

يك نفر از اداره ای دزدی می كرد، شبی در يكی از مجالس سخنرانی من در تهران شركت كرده بود، من او را نمی شناختم. از قضا در آن مجلس، راجع به همين مسائل صحبت می كردم، از منبر پايين آمدم، گفت: آقا ما هر روز از اداره مقداری پول بيرون می آوريم، آيا اين دزدی است؟ گفتم: چطور؟ گفت: آخر من حساب می كنم كه كشور ما چقدر معادن نفت، طلا، جنگل و گاز دارد، بالاخره ما هم از اينها سهمی داريم، ما حق خودمان را برمی داريم، آيا اين هم دزدی است؟ گفتم: نه، اين حلال ترين پول است، بخور. اگر اين دزدی نيست، پس به چه چيزی دزدی می گويند؟

تكرار فعل حرام، باعث انكار مسائل الهی

خداوند منان در قرآن مجيد می فرمايد:

وقتی حرام ادامه پيدا بكند، شما با خوردن حرام به طور دائم منكر مسائل الهی می شويد. می گوييد: اين حق من است، گاهی نيز اسم آن را عوض می كنند و به جای رشوه می گويند: حقّ و حساب، از دو لغت خيلی زيبا استفاده می كنند، حقّ اسم و حساب كار پروردگار است. مال حرام را می گيرد و بعد به رفيقش می گويد: امروز حقّ حساب خوبی به دست آورديم. يعنی ديگر گناه را حس نمی كند و برای او طبيعی می شود.

قصابی كه عادت به كم فروشی داشت

دوستی كت و شلواری داشتم كه واقعاً از اوليای خدا بود. ايشان نصف روايات «اصول كافی»، درصد بالايی از شعرهای جلال الدين و بسياری از آيات قرآن را حفظ بود.

ايشان می گفت: پدرم عالم بود و پانزده سال در شهری كه حوزه علميه خوبی داشت درس می خواند، من كه تنها پسر او بودم وقتی برگشت، ديگر بزرگ شده




پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز