فارسی
دوشنبه 23 تير 1399 - الاثنين 22 ذي القعدة 1441

حلال و حرام مالی، ص: 586

انگليس بود، نه فكر زن. بيست و هشت مرداد پای آمريكا در كار بود نه زن. در انجام گناه، خود مردان و زنان مقصر هستند.

حادثه های زيادی در عالم اتفاق افتاده كه هيچ زنی در آنها نقش نداشته است.

اين حرف ها را ساخته اند تا شخصيت زن را بشكنند و الا اگر پدر و مادر دختر را خوب تربيت كنند، از نظر شخصيت، پاداش و بهشت، با مردان همرديف هستند.

آدم و حوا عليهما السلام ميوه آن درخت ممنوعه را خوردند؛ چون حرص شكم در كار بود. علت بيرون آمدن آنها از بهشت فقط كار شكم بود، نه كار شهوت. چيزی را كه خدا ممنوع كرد، خوردند و به آنها گفتند: بيرون برويد. اينجا ديگر جای شما نيست.

قرآن می گويد: حتی لباس های بهشتی را از تن آنها بيرون آوردند و چون خدا اهل غيرت و حيا است، برگ های درختی كه خود را با آن پوشانده بودند، از آنها نگرفت.

خدا فرمود: ولی شما ديگر لياقت پوشيدن لباس های بهشتی را نداريد. كسی كه افسار شكم و نفس خود را در دست ندارد، نبايد لباس های من را به تن داشته باشد.

شيخ بهايی و خبردار شدن از مرگ

شيخ بهايی تا چهار سالگی در جبل عامل و تا شش ماه قبل از مرگ در اصفهان زندگی می كرد. از چهار سالگی به همراه پدر خود به ايران آمد و مدتی در قزوين بود و سپس به اصفهان آمد.

شيخ بهايی «1»، شش ماه قبل از وفاتش، با چند نفر، به تخت فولاد اصفهان برای زيارت قبر بابا ركن الدين «2» رفت، يكی از آن چند نفر، ملامحمد تقی پدر علامه

______________________________
(1)- شرح حال ايشان در كتاب تواضع و آثار آن، جلسه 22 آمده است.

(2)- دائرة المعارف بزرگ اسلامی: 10/ 746؛ بابا رُكْنُ الدّينِ شيرازی، مسعود بن عبدالله بيضاوی، عالم و عارف سده 8 ق/ 14 م. اصل وی از بيضا، يكی از روستاهای تابع اردكان از استان فارس بود. تاريخ ولادت او دانسته نيست. مؤلف تاريخ اصفهان و ری او را از خاندان جابری انصاری شمرده است. (جابری، 325- 326)

بابا ركن الدين از اوان كودكی به عرفان و تصوف گرايش داشت و پس از آنكه با احوال عارفان آشنايی يافت، به طريق سير و سلوك گام نهاد. او خود گويد: «از زمان صبا... از خود ادراك معنايی از معانی، و شأنی از شؤون توحيد می كردم.»

بابا ركن الدين نخست نزد عبدالرزاق كاشانی (د 736 ق/ 1336 م) به تعليم عرفان نظری و سلوك عملی پرداخت و پس از وی از داوود قيصری (د 751 ق/ 1350 م) بهره جست و نزد آن دو فصوص الحكم ابن عربی را خواند و نيز در حل مشكلات فصوص، از نعمان خوارزمی كمك گرفت. (همو، 5، 233، 249). او محضر امين بليانی (ه م) را در شيراز دريافته، و از وی به بزرگی ياد كرده، و او را «شيخ المشايخ» خوانده است (ص 222- 223).

بابا ركن الدين در اصفهان درگذشت و در همانجا دفن شد. وفات او بر پايه سنگ نوشته سر در آرامگاهش در 769 ق/ 1368 م روی داده است؛ آرامگاه او كه اكنون در تخت فولاد اصفهان باقی است، همواره محل ذكر و عبادت درويشان و صوفيه بوده است.

در مذهب باباركن الدين اختلاف كرده اند: برخی او را شيعه دانسته (جابری، 325- 326؛ گزی، 43- 44؛ سه- چهار)، و عده ای ديگر او را از اهل تسنن شمرده اند (نك: گزی، همانجا؛ همايی، ده، سيزده- چهارده)، اما سنگ نوشته قبرش حاكی از شيعه بودن اوست. از جهت مسلك عرفانی، از جمله در باور به وحدت وجود، او را از پيروان ابن عربی دانسته اند.

آثار:

1- نصوص الخصوص فی ترجمة الفصوص، كه شرحی است بر فصول الحكم ابن عربی و ظاهراً مهم ترين اثر اوست، اين كتاب در 1359 ش در تهران به چاپ رسيده است.

2- كشف الضر فی نظم الدر، يا شرح التائية الكبری اثر ابن فارض كه نسخه ای از آن در كتابخانه شماره 2 مجلس شورای اسلامی موجود است (منزوی، 2/ 1319؛ دانش پژوه، 6/ 516؛ نيز نك: حاجی خليفه، 1/ 266؛ بغدادی، 2/ 361).

3- كنوز الرموز، در علم حروف به فارسی (بابا ركن الدين، 155).

4. قلندريه (اقبال، 46).

مقدمه مفصل نصوص الخصوص نيز خود به گونه تأليف مستقلی است (نك: بابا ركن الدين، 7).




پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز