فارسی
شنبه 14 تير 1399 - السبت 13 ذي القعدة 1441

حلال و حرام مالی، ص: 455

بفرست و دروغ ديگر آن خون روی پيراهن بود كه با خود آوردند.

«وَ جاؤُ أَباهُمْ عِشاءً يَبْكُونَ» «1»

ده نفری گريه می كردند و می گفتند: ای پدر! عجب برادری بود، حيف كه گرگ او را پاره كرد. اشك دروغ می ريزند.

گناه ديگر آنها اين بود كه تا حضرت يوسف عليه السلام را به صحرا آوردند، بچه ای كه هيچ پناهی نداشت و بايد اين برادران نيرومند از او حمايت می كردند،

هر چه بگندد نمكش می زنند

وای به وقتی كه بگندد نمك «2»

حاميان او، ظالمان و دشمنان او شدند و تا جايی كه می شد، او را كتك زدند.

گناه بعد اين كه او را به قصد اين كه نابود شود، در چاه انداختند. ببينيد بيماری تسويل نفس در اين ده نفر چه كار كرد؟

گناهان، پيامد تسويل نفس

گناهانی كه بشر در شهرهای بزرگ مرتكب می شود، اين ها را بشماريد، ببينيد چند گناه است؟ همه آنها از همين تسويل نفس سرچشمه می گيرد. به قدری هنرمندانه زشتی را زيبا جلوه می دهد كه انسان هر روز كه از خانه بيرون می آيد، می خواهد هزاران ناموس مردم را تا جايی كه می شود، با چشم بد نگاه كند.

اميرالمؤمنين علی عليه السلام وقتی می خواهند چشم چرانی را توضيح بدهند، می فرمايد:

«لكم أوّل نظرة الی المرأة فلا تتبعوها بنظرة أخری» «3»

______________________________
(1)- يوسف (12): 16؛ «و شبانگاه گريه كنان نزد پدر آمدند.»

(2)- امثال و حكم دهخدا: 4/ 1918.

(3)- الخصال: 2/ 632، ذيل حديث 10؛ بحار الأنوار: 101/ 36، باب 34، حديث 20.




پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز