فارسی
شنبه 14 تير 1399 - السبت 13 ذي القعدة 1441

حلال و حرام مالی، ص: 452

خود- هم اخلاق پروردگار است؛ يعنی اگر مردم می خواستند اخلاق عينی خدا را با چشم ببينند، بايد علی عليه السلام را می ديدند.

تسويل نفس برادران حضرت يوسف عليه السلام

هنگام غروب، ده برادر با پيراهن خون آلود نزد پدر آمدند:

«وَ جاؤُ عَلی قَمِيصِهِ بِدَمٍ كَذِبٍ» «1»

خونی كه به پيراهن بود، خون دروغين بود، نه خون حضرت يوسف عليه السلام.

پيراهن را با خون دروغين نزد پدر آوردند و حرف هايی زدند كه بعضی از اين حرف ها كه در قرآن آمده است را ذكر می كنم. وقتی پيراهن را نشان دادند، به دروغ گفتند:

«فَأَكَلَهُ الذِّئْبُ» «2»

پسرت را گرگ خورد، اين هم پيراهن خونی او. حضرت يعقوب عليه السلام اصلًا باور نكرد كه حضرت يوسف عليه السلام را گرگ خورده باشد. با اين كه ده پسر، همه با هم و به طور دسته جمعی گفتند كه پسرت را گرگ خورده است، اما اين سخن هيچ تأثيری در حضرت يعقوب عليه السلام نگذاشت. فقط به آنها گفت:

«بَلْ سَوَّلَتْ لَكُمْ أَنْفُسُكُمْ» «3»

«بل»؛ يعنی اين كه گرگ فرزند مرا خورده باشد، دروغ است. نفس و باطن شما

______________________________
(1)- يوسف (12): 18؛ «و خونی دروغين بر پيراهنش آوردند [تا يعقوب مرگ يوسف را باور كند].»

(2)- يوسف (12): 17؛ «پس گرگ، او را خورد.»

(3)- يوسف (12): 18؛ «بلكه نفس شما كاری [زشت را] در نظرتان آراست [تا انجامش بر شما آسان شود].»




پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز