فارسی
دوشنبه 23 تير 1399 - الاثنين 22 ذي القعدة 1441

حلال و حرام مالی، ص: 439

منش و اخلاق امام سجاد عليه السلام

اما منش و اخلاق ايشان، من فقط قطعه ای را ذكر كنم:

آفتابه های قديم گلی يا مسی و سنگين بود. امام عليه السلام می خواهند به مردم بگويند كه هيچ كدام از امور ظاهری برای خشمگين و عصبانی شدن دليل نيست. آدم عصبی، مريض است. بايد منش امام زين العابدين عليه السلام و ائمه عليهم السلام را ببيند و درمان شود.

امام چهارم عليه السلام آستين های لباس خود را بالا زدند تا وضو بگيرند. به خادم خود اشاره كردند كه آفتابه آب را بياور. دست خود را دراز كردند كه اول دست را بشويند و بعد وضو بگيرند.

اين خادم در چه فكری بود كه توجهی نكرد، انگشت هايش سست شد و آفتابه از دستش رها شد و با آن سنگينی به سرعت آمد و به پيشانی امام عليه السلام خورد و پيشانی حضرت را شكافت و خون جاری شد.

امام زين العابدين عليه السلام به جای اين كه با خشم و تندی نگاه كنند، يا حرف بدی به او بزنند، يا تحقيرش كنند و يا حتی او را بزنند، همين طور كه خون از پيشانی مباركش می ريخت، آرام نگاهی كردند كه در اين نگاه خوانده می شد كه چرا ناراحتی؟ من كه چيزی نگفتم. غلام وقتی نگاه امام را ديد، عرض كرد:




پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز