فارسی
پنجشنبه 12 تير 1399 - الخميس 11 ذي القعدة 1441

حلال و حرام مالی، ص: 434

حكايت لاك پشت و هلاكت او

داستان جالبی از كتاب پر ارزش «كليله و دمنه» برای شما بگويم. اين كتاب قبل از اسلام در هند نوشته شده و بعد از اسلام، بوذرجمهر از هندی به ايرانی و عبدالله بن مقفّع از ايرانی به عربی و ملاحسين كاشفی از عربی به فارسی ترجمه كردند و نام «انوار سهيلی» نهادند.

می نويسد: دو لك لك در مرغزاری با خوشی زندگی می كردند. لاك پشتی در آن مرغزار با اين دو لك لك رفيق شد. وقتی تابستان تمام شد، لك لك ها می خواستند پر كشيده و بروند و مهاجرت كنند. لاك پشت گفت: رفقا! كجا می خواهيد برويد؟ گفتند: اينجا كه سرد، برف و باران می شود، ما به گرمسير می رويم.

لاك پشت گفت: مرا نيز با خود ببريد. گفتند: ما حاضريم تو را ببريم، ولی بايد با ما شرط بسيار محكمی كنی كه در بين راه دهان خود را باز نكنی. گفت: دهان باز كردن كه چيز مهمی نيست، باز نمی كنم. گفتند: نه، تو نمی دانی، دهان باز كردن خيلی مهم است، چون گاهی مساوی با نابودی است.

گاهی مساوی با بی دينی، پديد آمدن زنا، آدم كشی و طلاق است، همه اين آتش ها از گور زبان بلند می شود. زبان است كه وقتی به ناحق خرج زن شوهردار شد، يا شوهر را می كُشد، يا از او طلاق می گيرد و خانواده را تخريب و بچه ها را بی مادر می كند، برای اين كه در آغوش حرام كسی ديگر قرار بگيرد. زبان مقدّمه




پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز