فارسی
شنبه 14 تير 1399 - السبت 13 ذي القعدة 1441

حلال و حرام مالی، ص: 419

روح، نفس و باطن پاك است.

دنباله داستان تأثير دعای صحيفه سجاديه بر اهل گناه

گفت: در قطار، زن در حال رقص بود و آن پنج جوان نيز در حال كوبيدن به دايره و تمبك. من شروع كردم صحيفه سجاديه را خواندم. اول آن زن متوجه صدای من شد و كم كم از رقص افتاد و سر جايش نشست. بقچه اش را باز كرد و چادر خود را درآورد و روی سرش انداخت و خود را پوشاند. از گوشه های چشمش اشك ريخت و آن پنج نفر نيز آرام شدند.

تمام كوپه آرام شد. من سرم را بلند نكردم و صحيفه را ادامه دادم. داشتم برای خودم می خواندم و گريه می كردم. آن خانم آرام گريه می كرد و اين پنج نفر نيز مبهوت شده بودند.

تا قطار به ايستگاهی در شهر كوچكی رسيد. ظاهراً اين خانم و آن پنج نفر اهل آن شهر بودند. قطار كه ايستاد، اين ها گفتند: آقا سيّد! ما سنّی هستيم، تا به حال اين دعا را نشنيده بوديم. اين دعا را بزرگان ما ندارند، اين دعا از چه كسی بود؟ اين كتاب از كيست؟ به آنها گفتم: اين كتاب پنجاه و چهار دعا دارد كه از وجود مبارك امام زين العابدين پسر سيدالشهداء و نوه اميرالمؤمنين علی بن ابی طالب عليهم السلام است.

گفتند: ما می خواهيم پياده شويم، آيا اين كتاب را به ما می دهيد؟ گفت: من بازار گرمی كردم و گفتم: اين كتاب برای من خيلی قيمت دارد و نمی توانم آن را از دست بدهم، اگر به شما بدهم، دوباره از كجا بروم بخرم؟ اين ها التماس كردن كه اين كتاب را به ما بده. بالاخره كتاب را به آنها دادم. قطار ترمز كرد، آنها اثاث خود را برداشتند و با چشم گريان پياده شدند و رفتند.




پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز