فارسی
دوشنبه 23 تير 1399 - الاثنين 22 ذي القعدة 1441

حلال و حرام مالی، ص: 326

بمانی و صبح اگر خواستی، بروی. گفتم: فقط زحمت آمدن تا خانه ما كه سی كيلومتری اينجا است را بايد بكشيد. گفت: باشد، برويم.

ما شب ها در حياط می خوابيديم. خوابيديم و ايشان صبح رفت، ولی صاحبخانه به من گفت: اين آقا چه كسی بود؟ از نيمه شب تا اذان صبح نخوابيد.

گفتم: اين شخص ديوانه خداست. گفت: آخر او روی خاك ها رفته بود، اين چه نمازی بود كه من به عمرم حتی يك ركعتش را نديدم؟ او كه داشت در نماز می مرد؟ من بيدار بودم كه اگر او بيافتد، با ماشين خود او را به بيمارستان ببرم.

گفتم: امثال اين آقا در جهان كم هستند، كه خدا را خوب شناختند و با او زندگی كردند. خوب هم می ميرند و در قيامت نيز خوب وارد محشر می شوند. البته من هم بيدار بودم و به صدا، نماز، حال و گريه او گوش می دادم.

وای كه چقدر دست ما خالی است. وقتی اميرالمؤمنين عليه السلام بفرمايد:

«آه من قلّة الزاد و طول الطريق و بعد السفر» «1» وای از كمی توشه و دوری راه، ديگر ما چه بايد بگوييم؟

توصيه به نماز اول وقت

دانشجويی كه در آمريكا بود، نقل می كرد: امتحان بسيار مهمی داشتم و راه من

______________________________
(1)- نهج البلاغه: حكمت 77؛ «ضِرَارِ بْنِ حَمْزَةَ الضَّبَائِيِّ عِنْدَ دُخُولِهِ عَلَی مُعَاوِيَةَ وَ مَسْأَلَتِهِ لَهُ عَن أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ عليه السلام وَ قَالَ فَأَشْهَدُ لَقَدْ رَأَيْتُهُ فِي بَعْضِ مَوَاقِفِهِ وَ قَدْ أَرْخَی اللَّيْلُ سُدُولَهُ وَ هُوَ قَائِمٌ فِي مِحْرَابِهِ قَابِضٌ عَلَی لِحْيَتِهِ يَتَمَلْمَلُ تَمَلْمُلَ السَّلِيمِ وَ يَبْكِي بُكَاءَ الْحَزِينِ وَ يَقُولُ يَا دُنْيَا يَا دُنْيَا إِلَيْكِ عَنِّي أَ بِي تَعَرَّضْتِ أَمْ إِلَيَّ تَشَوَّقْتِ لَاحَانَ حِينُكِ هَيْهَاتَ غُرِّي غَيْرِي لَاحَاجَةَ لِي فِيكِ قَدْ طَلَّقْتُكِ ثَلَاثاً لَارَجْعَةَ فِيهَا فَعَيْشُكِ قَصِيرٌ وَ خَطَرُكِ يَسِيرٌ وَ أَمَلُكِ حَقِيرٌ آهِ مِنْ قِلَّةِ الزَّادِ وَ طُولِ الطَّرِيقِ وَ بُعْدِ السَّفَرِ وَ عَظِيمِ الْمَوْرِدِ.»




پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز