فارسی
يكشنبه 15 تير 1399 - الاحد 14 ذي القعدة 1441

حلال و حرام مالی، ص: 309

دادند:

«و أقلّ الحجيج»

و چقدر حاجی كم است. ابوبصير تعجب كرد كه اين صحرا پر از حاجی است، چرا امام صادق عليه السلام اين را می فرمايند؟

حضرت نگذاشتند كه او خيلی تعجب كند، فرمود: از بين دو انگشت من اين صحرا را نگاه كن، ابوبصير نگاه كرد، ديد عجب حيوان هايی در اين صحرا هستند، فقط چند انسان در بين آنها مشغول راز و نياز هستند. بعد حضرت دوباره پرده را انداختند و ابوبصير همگی را به صورت آدم ديد. بعد حضرت فرمود: ای ابوبصير! ديدی چقدر حاجی كم است؟ ظالم، مال مردم خور، گنهكار و مجرم حرفه ای، آزار دهنده به مردم، اگر به مكه هم برود، مگر قبول می كنند؟

جريان به مكه رفتن سلطان محمود

در كتاب نه جلدی «نامه دانشوران» كه در اواسط دولت قاجاريه نوشته شده است، قضيه ای را ديدم: سلطان محمود غزنوی- در قرن چهارم، يعنی هزار و صد سال قبل- از شهر غزنين كه آن وقت از شهرهای مهم ايران بود، حركت كرد تا به حج برود. از غزنين به خراسان و از آنجا به نيشابور، سبزوار و شاهرود آمد؛ چون بايد تا بندرعباس می آمدند و از آنجا با كشتی تا عراق می رفتند و از آنجا وارد عربستان می شدند و به اردن می رفتند و بعد به تبوك و بعد به مدينه می آمدند.

وقتی به شاهرود رسيد، به او گفتند: در اين نزديكی ها منطقه ای به نام بسطام است كه مردی الهی در آنجا زندگی می كند. پرسيد: كيست؟ گفتند: شيخ ابوالحسن خرقانی.

عادتی كه سلاطين قديم داشتند و تقريباً بعد از ناصرالدين شاه قطع شد، اين بود




پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز