فارسی
پنجشنبه 12 تير 1399 - الخميس 11 ذي القعدة 1441

حلال و حرام مالی، ص: 290

به نماز جمعه می رويم، مقلد امام هستيم، فرزندانم به جبهه رفته اند. من دخترم را به شما نمی دهم. گفت: باشد.

بعد گفت: اين جوان خيلی انسان خوبی بود. گفتم: چطور؟ گفت: برای اين كه راستگو بود. يعنی همان گونه كه بود، راست گفت. هم خيال خودش را راحت كرد و هم خيال مرا. اگر نمی گفت و دختر مرا گرفته بود و ما هم مشكل عقيدتی با هم داشتيم، هم مشكل عملی و زندگی ما و دخترم تلخ می شد. اين جوان انسان پرقيمتی است.

بخشش كافر به خاطر راستگويی

تعدادی در جنگ اسير شدند و زير بار هيچ كدام از مسائل اسلام نرفتند، پيغمبر صلی الله عليه و آله فرمود: آنها را اعدام كنيد؛ چون پيغمبر صلی الله عليه و آله فرمود: مسلمان شويد، گفتند: نمی شويم. جزيه بدهيد، يعنی ضرری كه ما در جنگ از نظر مالی كشيديم، پول اين ضرر را بدهيد، گفتند: نمی دهيم. فرمود: اعدام می شويد. گفتند: بشويم.

داشتند گردن اين ها را می زدند، جبرئيل نازل شد و عرض كرد: خدا می فرمايد:

اين جوان را نكش. پيغمبر صلی الله عليه و آله فرمودند: گردن او را نزنيد. جوان به پيغمبر صلی الله عليه و آله عرض كرد: چرا مرا نكشتيد؟ فرمود: خدا اجازه نداد. عرض كرد: برای چه؟

فرمود: برای اين كه خدا فرمود: در اين جوان پنج خصلت هست، خصلت اولش اين است كه راستگو است. «1»

______________________________
(1)- الأمالي؛ شيخ صدوق: 271، حديث 7؛ بحار الأنوار: 68/ 385، باب 92، حديث 25؛ «أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عليه السلام قَالَ أُتِيَ النَّبِيُّ صلی الله عليه و آله بِأُسَارَی فَأَمَرَ بِقَتْلِهِمْ خَلَا رَجُلٍ مِنْ بَيْنِهِمْ فَقَالَ الرَّجُلُ بِأَبِي أَنْتَ وَ أُمِّي يَا مُحَمَّدُ كَيْفَ أَطْلَقْتَ عَنِّي مِنْ بَيْنِهِمْ فَقَالَ أَخْبَرَنِي جَبْرَئِيلُ عَنِ اللَّهِ عز و جل أَنَّ فِيكَ خَمْسَ خِصَالٍ يُحِبُّهُ اللَّهُ عز و جل وَ رَسُولُهُ الْغَيْرَةُ الشَّدِيدَةُ عَلَی حَرَمِكَ وَ السَّخَاءُ وَ حُسْنُ الْخُلُقِ وَ صِدْقُ اللِّسَانِ وَ الشَّجَاعَةُ فَلَمَّا سَمِعَهَا الرَّجُلُ أَسْلَمَ وَ حَسُنَ إِسْلَامُهُ وَ قَاتَلَ مَعَ رَسُولِ اللَّهِ ص قِتَالًا شَدِيداً حَتَّی اسْتُشْهِدَ.»




پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز