فارسی
يكشنبه 22 تير 1399 - الاحد 21 ذي القعدة 1441

حلال و حرام مالی، ص: 288

ديگران را از سر اين سفره برداريم، نيستيم. اگر بخواهد برای ما گشايشی ايجاد كند، می كند. برای او كه مشكل نيست.

دوران سخت تحصيل

روزگار گذشته برای ما طلبه ها، روزگار بسيار سختی بود. تا جايی كه من در كتاب ها ديده ام، طلبه ها در ايام تحصيل، از زمان صفويه در ايران بسيار مضيقه مالی داشتند، مگر آنهايی كه از خانواده ثروتمندی بوده و طلبه می شدند.

در قم، نجف، اصفهان و مشهد، در حوزه علميه بودند و پدرشان زندگی آنان را اداره می كرد. البته كم هم بودند؛ چون بچه های ثروتمندان خيلی طلبه نمی شدند.

من از آنهايی بودم كه وقتی در قم درس می خواندم، پول خريد سيب زمينی و پياز را نداشتم. آن پولی كه به دستم می آمد، پولی بود كه مادرم از خرجی خانه پس انداز می كرد و به من می داد؛ چون مجموعه مهمی از خانواده ما راضی نبودند كه من طلبه شوم. من با وجود نارضايتی آنها به حوزه رفتم؛ چون از طلبه شدن من ناراضی بودند. لذا هيچ كس به ما كمك نمی كرد و در مضيقه بوديم. قدرت خريد گوشت و خيلی چيزها را نداشتيم.

افطاری دادن فرهاد ميرزا

شب بيست و يك ماه مبارك رمضان در شيراز، فرهاد ميرزا، استاندار شيراز و عموی ناصر الدين شاه خواست به بزرگان شهر افطاری بدهد. از روحانيون و طلبه های مدرسه خان نيز دعوت كرد.

سفره فرهاد ميرزا خيلی مفصل بود. آن وقت گفته بود كه تمام مواد غذايی «صحيح النسب» ريشه دار و سالم را برای آن شب تهيه كامل ببينيد. ماهی، گوشت گوسفند و بره، كباب و خورش.




پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز