فارسی
پنجشنبه 12 تير 1399 - الخميس 11 ذي القعدة 1441

حلال و حرام مالی، ص: 265

به تو می دهم.

گفت: نه، بايد بگويی كه برای چه كسی می خواهی؟ گفت: آخر اسم مريض به چه درد تو می خورد؟ ما مريضی داريم كه در چادر افتاده و دارد ناله می كند، دوا را بده. گفت: تا نگويی برای چه كسی می خواهی، دوا نمی دهم.

بالاخره اين بنده خدا با اين كه حضرت ابی عبدالله عليه السلام فرموده بود نگو، اما گفت. البته نبايد می گفت. گفت: والله دوا را برای جگر گوشه زهرا عليها السلام حضرت امام حسين عليه السلام می خواهی؟ به تو نمی دهم. خودم می آيم و با دست خودم دوا را به حضرت می دهم. امام حسين عليه السلام آمده تا از منطقه ما رد شود، من به زيارتش نيايم؟

من تا به حال حضرت ابی عبدالله عليه السلام را نديده ام. اين چشم من بايد به چهره مولايم بخورد كه خدا اين چشم مرا در قيامت عذاب نكند.

ديدار عرب بيابان گرد با امام حسين عليه السلام

عرب سياه، پابرهنه و بيابان گردی بود، اما معرفت داشت. آمد و وارد خيمه حضرت شد. عرض كرد: آقا! اين دوا. حضرت فرمود: اين هم پول دوا، عرض كرد: تمام دنيا فدای شما، قابل ندارد. يابن رسول الله! از من نخواهيد كه پول بگيرم.

حضرت فرمودند: نه، ما چيزی را رايگان نمی خواهيم. عرض كرد: حال كه می خواهيد رايگان نباشد، من همسرم درد زايمان دارد، دعا كنيد كه فرزند و مادرش سالم بمانند. حضرت فرمودند: دعا می كنم. وقتی تو برگردی، فرزندت سالم به دنيا آمده است و بدان: در دفتری كه نزد ما هست، اسم فرزند تو جزء شيعيان ما ثبت است. «1»

______________________________
(1)- بحار الأنوار: 44/ 185، باب 25، حديث 31؛ « [كتاب النجوم ] مِنْ كِتَابِ الدَّلَائِلِ لِعَبْدِ اللَّهِ بْنِ جَعْفَرٍ الْحِمْيَرِيِّ بِإِسْنَادِهِ إِلَی أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عليه السلام قَالَ خَرَجَ الْحُسَيْنُ بْنُ عَلِيٍّ إِلَی مَكَّةَ سَنَةً مَاشِياً فَوَرِمَتْ قَدَمَاهُ فَقَالَ لَهُ بَعْضُ مَوَالِيهِ لَوْ رَكِبْتَ لِيَسْكُنَ عَنْكَ هَذَا الْوَرَمُ فَقَالَ كَلَّا إِذَا أَتَيْنَا هَذَا الْمَنْزِلَ فَإِنَّهُ يَسْتَقْبِلُكَ أَسْوَدُ وَ مَعَهُ دُهْنٌ فَاشْتَرِهِ مِنْهُ وَ لَاتُمَاسِكْهُ فَقَالَ لَهُ مَوْلَاهُ بِأَبِي أَنْتَ وَ أُمِّي مَا قُدَّامَنَا مَنْزِلٌ فِيهِ أَحَدٌ يَبِيعُ هَذَا الدَّوَاءَ فَقَالَ بَلَی أَمَامَكَ دُونَ الْمَنْزِلِ فَسَارَ مِيلًا فَإِذَا هُوَ بِالْأَسْوَدِ فَقَالَ الْحُسَيْنُ لِمَوْلَاهُ دُونَكَ الرَّجُلَ فَخُذْ مِنْهُ الدُّهْنَ فَأَخَذَ مِنْهُ الدُّهْنَ وَ أَعْطَاهُ الثَّمَنَ فَقَالَ لَهُ الْغُلَامُ لِمَنْ أَرَدْتَ هَذَا الدُّهْنَ فَقَالَ لِلْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيٍّ عليه السلام فَقَالَ انْطَلِقْ بِهِ إِلَيْهِ فَصَارَ الْأَسْوَدُ نَحْوَهُ فَقَالَ يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ إِنِّي مَوْلَاكَ لَاآخُذُ لَهُ ثَمَناً وَ لَكِنِ ادْعُ اللَّهَ أَنْ يَرْزُقَنِي وَلَداً ذَكَراً سَوِيّاً يُحِبُّكُمْ أَهْلَ الْبَيْتِ فَإِنِّي خَلَّفْتُ امْرَأَتِي تَمْخَضُ فَقَالَ انْطَلِقْ إِلَی مَنْزِلِكَ فَإِنَّ اللَّهَ قَدْ وَهَبَ لَكَ وَلَداً ذَكَراً سَوِيّاً فَوَلَدَتْ غُلَاماً سَوِيّاً ثُمَّ رَجَعَ الْأَسْوَدُ إِلَی الْحُسَيْنِ وَ دَعَا لَهُ بِالْخَيْرِ بِوِلَادَةِ الْغُلَامِ لَهُ وَ إِنَّ الْحُسَيْنَ عليه السلام قَدْ مَسَحَ رِجْلَيْهِ فَمَا قَامَ مِنْ مَوْضِعِهِ حَتَّی زَالَ ذَلِكَ الْوَرَمُ.»




پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز