فارسی
شنبه 14 تير 1399 - السبت 13 ذي القعدة 1441

حلال و حرام مالی، ص: 217

كشانده ام تا درآورم، به بدن برگردانيد.

حكيم نظامی گنجوی، شاعر ايرانی می فرمايد:

يكی روز من نيز در عهد خويش

سخن ياد می كردم از عهد پيش

غم رفتگان در دلم جای كرد

دو چشم مرا اشك پيمای كرد

شب آمد يكی زان غريقان آب

چنين گفت با من به هنگام خواب

غم ما به آن شرط خوردن توان

كه باشی تو بيرون از اين كاروان «1»

تا اين طرف نيايی و نبينی، نمی فهمی كه در آن عالم چه خبر است. البته برای عباد صالح خدا هيچ جای بدی نيست، بلكه برای آنهايی كه زندگی در هم و خلافی داشتند، حرام و حلال، عبادات حضرت حق و خدمت به خلق را رعايت نمی كردند، بد جايگاهی است.

عذاب قرائت قرآن بر قبر گنهكاران

در محلّه ما كسی بود، همه می گفتند كه او خيلی بد است. بيشترين بدی او برای اين بود كه در زندگی، پول درآوردن و خرج كردن، با فرهنگ شاه هماهنگ بود. آن آن وقت ها هنوز خيلی از خانواده ها از ياد مرگ دور و غافل نبودند، حتی در خانواده های بی دين هم اگر كسی می مرد، ختم، مراسم، منبر و روضه ای برقرار می كردند.

آن زمان پولی به شخص قرآن خوان دادند، گفتند: تو يك ماه، شب های جمعه بر سر قبر اين مرده ما قرآن بخوان. اين قرآن خوان كه خوب بود و شغلش اين بود، برای متدين های محل ما تعريف كرد: من دو شب جمعه بيشتر نرفتم، بعد رفتم پول آنها را پس دادم؛ چون شب جمعه دوم كه سر قبر او قرآن خواندم و به خانه آمدم،

______________________________
(1)- نظامی گنجوی.




پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز