فارسی
دوشنبه 23 تير 1399 - الاثنين 22 ذي القعدة 1441

حلال و حرام مالی، ص: 45

يا بزرگیّ و عزّ و نعمت و جاه

يا چون مردانت، مرگ روياروی «1»

«مهتری» در فارسی يعنی سروری و بزرگی؛ يعنی اگر خدا آقايی، بزرگی، عظمت و كرامت را در دهان شير گذاشته باشد و جای ديگری پيدا نشود، ترس، نمی دانم، نمی شود و نمی خواهم را دور بريز و اين مهتری را از كام شير بيرون بكش. يا برو عزيز، بزرگ، صاحب نعمت و مقام شو، يا اقلًا در اين مسير بمير.

گفت: از همان روز تصميم گرفتم كه شغل خربندگی را رها كنم و از برزگان عزيز و صاحب نعمت شوم. رفتم و شدم. نمی شود، يعنی چه؟

استفاده از دوران فراغت

وقتی ما در قم طلبه بوديم، يك نفر اداری بود كه خيلی سواد نداشت، به محض اين كه بازنشسته شد، به سراغ مطالعه رفت، شب و روز كتاب ها را ورق زده، يادداشت برداری می كرد. دو كتاب از كتاب هايی كه از ايشان منتشر شده است، خيلی معروف شد: يكی كتاب «تاريخ قم» و ديگری كتاب «پژوهشی در تاريخ وهابيان عربستان» كه يكبار او را به تلويزيون آوردند و از او تجليل كردند و برای او كنگره گرفتند.

به بيكاری گذراندن يعنی چه؟ می گويند: حال شما چطور است؟ می گويد:

بازنشسته شده ام و منتظر مرگ هستم. خيلی اشتباه می كنی كه منتظر مرگ هستی، منتظر علم، بزرگی، دانش و شهرت باش. دست به كمر می گيری و نفس نفس می زنی كه ديگر داريم می رويم و تمام شد؟ كجا داری می روی؟ به طرف علم برو، نه به طرف مرگ.

در شهر اصفهان شخصی به نام آقای مهدوی، معلم مدرسه بود. وقتی بازنشسته

______________________________
(1)- حنظله بادغيسی.




پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز