فارسی
پنجشنبه 08 خرداد 1399 - الخميس 5 شوال 1441
حکایات عبرت آموز
ارسال پرسش جدید

در این دنیا چه چیز مرا كفايت مى‏‌كند؟

در این دنیا چه چیز مرا كفايت مى‏‌كند؟
ثوبان مى‌‏گويد، به پيامبر خدا گفتم: از دنيا چه مقدار مرا كفايت مى‏‌كند؟ فرمود: به اندازه‌‏اى كه گرسنگى‌‏ات را برطرف كرده و بدنت را بپوشاند و اگر خانه‌‏اى داشته باشى، پس خوشا به حالت، خوشا به حالت و اگر مركبى براى سوارى بگيرى خوب است و مازاد ...

حکایت پیرمرد آتش‌پرست با حضرت موسی(ع)

حکایت پیرمرد آتش‌پرست با حضرت موسی(ع)
دوازده-سیزده سالم بود که یک شعری را از مرحوم ملااحمد نراقی حفظ کردم و تا حالا هم در ذهنم نگه داشتم، بعد دیدم که مرحوم نراقی این شعری را که گفته، براساس یک روایت است؛ ولی خیلی این روایت را زیبا شکل داده است. خلاصه‌اش این است: کلیم‌الله داشت در مصر به ...

ذكر خدا بگو

ذكر خدا بگو
امام ششم فرمود: پدرم حضرت باقر عليه السلام كثيرالذّكر بود، من با او در راه‏رفتن همراه مى‏شدم، در حالى كه او ذكر مى‏گفت و با او طعام مى‏خوردم در حالى كه او در ذكر بود،هرگاه مردم در حضور آن جناب گفت و گو مى‏كردند، گفتار مردم آن حضرت را از ياد ...

من تا هستم همينم

من تا هستم همينم
از زنى از شايستگان از عباد حق نقل شده:چون نماز شب را بجاى مى‏آورد بالاى بام مى‏رفت، پيراهن و روبند بر خود محكم مى‏كرد و مى‏گفت: خدايا! ستارگان درآمدند و به تاريكى شب هجوم آوردند، چشم‏ها خوابيد، پادشاهان در به روى همه بستند، هر عاشقى با معشوق خلوت ...

شب قدر شب گناه نيست!‏

شب قدر شب گناه نيست!‏
صاحب كتاب ابوب الجنان كه كتاب بسيار پربار و نايابى است مى‏نويسد: جوان بى‏تقوايى كه به خير و سعادت خود در زندگى اهميتى نمى‏داد و ملاحظه چيزى را نمى‏كرد، بر اثر چشم‏چرانى به دخترى دل بسته بود، ولى آن دختر تن به خواسته نامشروع او نمى‏داد.   شبى از ...

عدو شود سبب خیر اگر خدا خواهد!

عدو شود سبب خیر اگر خدا خواهد!
در يکى از شهرهاى ايران، زن و مردى با هم عروسى کردند، يک سال و چند ماه از عروسى ايشان گذشت و خداوند کودک سه‌ماهه‌ای به آنها هدیه کرده بود. در شب سردى از زمستان زن و شوهر و کودک همگى در اتاق خواب هستند که دزدى تصميم مى‏گيرد از آن منزل سرقت کند    نيمه ...

زن بدكاره‏ در خانه عابد

زن بدكاره‏ در خانه عابد
امام باقر عليه السلام مى‏فرمايد: زنى بدكاره، به قصد آلوده كردن عده‏اى از جوانان بنى‏اسرائيل، مشغول فعاليت شد، زيبايى زن آن چنان خيره كننده بود كه گروهى از جوانان گفتند: اگر فلان عابد او را ببيند تسليم او خواهد شد. زن سخن آنان را شنيد، گفت: به خدا ...

علامت نياز

علامت نياز
خواجه‏اى براى خريدن غلام به بازار رفت، يكى از غلامان، بسيار از خود تعريف كرد و گفت: من محاسن زيادى دارم و يكى از آن‏ها اين است كه نيازهاى خواجه را بدون آن‏كه بگويد درك مى‏كنم.خواجه او را خريد و به خانه برد. پس از چند روزى خواجه تشنه شد، اما هرچه ...

حضرت اسحاق و يعقوب عليهما السلام و نماز

حضرت اسحاق و يعقوب عليهما السلام و نماز
قرآن كريم در سوره انبيا مى‏فرمايد: [وَ وَهَبْنا لَهُ إِسْحاقَ وَ يَعْقُوبَ نافِلَةً وَ كُلًّا جَعَلْنا صالِحِينَ* وَ جَعَلْناهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنا وَ أَوْحَيْنا إِلَيْهِمْ فِعْلَ الْخَيْراتِ وَ إِقامَ الصَّلاةِ وَ إِيتاءَ ...

در راه خدمت به خلق‏

 در راه خدمت به خلق‏
  يكى از بزرگان داستان مهمى برايم نقل كرد از اوايل جنگ جهانى اوّل در تهران كه در آن درس و عبرت و پند براى همگان است. مردى بود متقى، با فضيلت، بزرگوار و آراسته به تربيت الهى و داراى روح ملكوتى كه در بازار تهران داراى يك مغازه بود. درآمد مالى خود را دو ...

بیعت حضرت خدیجه (س)

بیعت حضرت خدیجه (س)
پيغمبر(ص) امیرالمومنین(ع) را که سيزده ساله بود صدا زد و فرمود: على جان! بيا كنار من بنشين، و به خديجه(س) هم فرمود: خديجه من! شما هم بيا. بعد رو به آن‏ها گفت: پس از مرگ من، ولايت على (ع) بر جهان واجب مى‏ شود و امام بعد از مرگ من، على(ع) است، هر چند الآن او ...

رفتار امام حسين (ع) با معلم فرزندش‏

رفتار امام حسين (ع) با معلم فرزندش‏
  روزى يكى از فرزندان حضرت سيدالشهدا، عليه‏السلام، از مدرسه به خانه برگشت. امام او را صدا زدند و فرمودند: عزيزم! امروز چه ياد گرفتى و معلمت چه به تو آموخته است؟ گفت: «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ* الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ* ...

دنيايى كه به آب و بولى از دست مى‏رود

دنيايى كه به آب و بولى از دست مى‏رود
  سلمة الاحمر مى‏گويد: بر هارون الرشيد وارد شدم، او را در كنار كاخ ها و قصرها ديدم، اين شعر را خواندم: اما بيوتك فى الدنيا فواسعة   فليت قبرك بعد الموت يتسع‏       خانه هايت در دنيا وسيع است، اى كاش بعد از مرگت نيز خانه قبرت وسيع ...

صابونى را برگردانيد كه با اين حال، لايق ديدار ما نيست!

صابونى را برگردانيد كه با اين حال، لايق ديدار ما نيست!
 در آثار اسلامى آمده كه: مردى مؤدب به آداب، در بازار بغداد بر سقط فروشى وارد شد و از او طلب كافور كرد. سقط فروش پاسخ داد: كافور ندارم. آن مرد الهى گفت: دارى ولى فراموش كرده‏اى، در فلان بسته و در كنار فلان قفسه است. مرد سقط فروش برابر با گفتار آن چهره ...

داستان شگفت انگيز سعد بن معاذ

داستان شگفت انگيز سعد بن معاذ
امام صادق عليه السلام مى فرمايد: گروهى نزد پيامبر خدا آمدند و او را به مرگ سعد بن معاذ خبر دادند، پيامبر با اصحاب براى تجهيز سعد حركت كردند، و در حالى كه بر چهارچوب در غسّال خانه قرار داشتند به غسل دادن بدن سعد فرمان دادند. هنگامى كه او را حنوط و كفن ...

حكايت گرگان و كرمان‏

حكايت گرگان و كرمان‏
شخصى از ديگرى پرسيد: آقا از گرگان تا كرمان چقدر فاصله است؟ گفت: يك متر. گفت: حالا من از تو پرسيدم، تو عاقلى يا ديوانه‏اى. گفت: نه من عاقلم. گفت: گرگان مى‏دانى كجاست؟ گفت: بله گرگان را مى‏شناسم. گفت: كرمان را مى‏دانى كجاست؟ گفت: بله، تمام كرمان را هم ...

اثر بی‌حجابی

اثر بی‌حجابی
 در روزنامه پرتيراژ كيهان، كه شماره آن را به ياد ندارم خواندم: خانم جوانى، نمونه همان‌ها كه در روايت اميرالمؤمنين آمده، براثر آزادى از سبك غربى، و به خاطر آمد و رفت دوستان شوهرش به خانه، و در معرض بودن وى با سر برهنه و بدن نيمه عريان، و رفت و آمد به ...

رفتار آموزنده ابوسعيد ابوالخير با شاگردان

رفتار آموزنده ابوسعيد ابوالخير با شاگردان
ابوسعيد ابوالخير سال‏ها در شهر نيشابور درس داشت. روزى در روستايى دعوتش كردند. گفتند: هر چند نفر كه مى‏خواهى، با خودت بياور. ده نفر از شاگردهايش را با خود برد. بعضى از شهرهاى ايران قديم را كه من ديده بودم، دستشويى آن آخر حياط بود. پشت بيشتر حياطها نيز ...

طلبه‌ای که به لوسترهای حرم امیرالمؤمنین(ع) اعتراض داشت

طلبه‌ای که به لوسترهای حرم امیرالمؤمنین(ع) اعتراض داشت
 فاضل بزرگوار سید جعفر مزارعى روایت کرده : یکى از طلبه هاى حوزه باعظمت نجف از نظر معیشت در تنگنا و دشوارى غیر قابل تحملّى بود . روزى از روى شکایت و فشار روحى کنار ضریح مطهّر حضرت امیرالمومنین (علیه السلام)عرضه مى دارد : شما این لوسترهاى قیمتى و قندیل ...

تا نفس به گلو برسد آنها را می آمرزم

تا نفس به گلو برسد آنها  را می آمرزم
امام باقر (علیه السلام) فرمودند : آدم به حضرت حق عرضه داشت : شیطان را بر من سلطه دادى ، و او را چنین قدرتى است که همچون خون در باطن من گردش نماید ، در برابر این برنامه براى من چیزى قرار بده .به او خطاب شد : این حقیقت را براى تو قرار مى دهم که اگر از ذرّیه ات ...
پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز