فارسی
جمعه 01 آذر 1398 - الجمعة 25 ربيع الاول 1441

روح توحیدی تشهد


محبوب خدا شدن - جلسه هشتم چهارشنبه (27-6-1398) - محرم 1441 - بقعه شیخ نوایی - 15.43 MB -

گردونه محبتتوحید و محبت روح تشهدفرق نماز قرآن و نماز بنی امیهطلب امنیت در نمازاذان بلالخدا و غیر خدا در یک دل جمع نمی شود!طلوع دادن صفات معشوق در خودبدی یهودیتحرکت در مسیر توحید با عشقدعای پایانیعاشقانه هاروضه

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمدلله رب العالمین الصلاة و السلام علی سید الانبیا و المرسلین حبیب الهنا و طبیب نفوسنا ابی القاسم محمد صلی الله علیه و علی اهل بیته الطیبین الطاهرین و المعصومین المکرمین.

 

گردونه محبت

امام صادق (علیه السلام) محبت را در همه­ی شئون مثبتش عامل حرکت و ظهور عمل می­داند. این یک حقیقت است، محب با محبت واقعیش بخواهد یا نخواهد در این گردونه می­افتد که اولاً؛ خودش را در اخلاق و رفتار به شکل محبوب دربیاورد و ثانیاً؛ دنبال این است که رضایت محبوب را به دست بیاورد، این خاصیت محبت واقعی است، خاصیت محبت عارفانه است، خاصیت محبت عقلی و قلبی است. لذا محبتی که این آثار را نداشته باشد محبت نیست، ادعاست! ادعایی است که محبوب مردود می­داند. نمی­شود کسی محبوبی را بشناسد، زیبایی­های محبوب را بشناسد و بعد از شناختن تبدیل به محب شود، تبدیل به عاشق شود، تبدیل به دوستدار شود، و برای اینکه به شکل معشوق در حد ظرفیت خودش درنیاید حرکت نکند و دنبال رضایت محبوب نباشد!

 

 این محبت که از معرفت به وجود مقدس حق و زیبایی­های حق و انبیاء الهی و ائمه­ی طاهرین(ع) پدید می­آید، انسان را وادار می­کند، مثل موتوری که ماشین را وادار به حرکت می­کند، که اوصاف محبوب را در خودش طلوع بدهد، حالا وقتی که این محبت خیلی قوی شود آدم را به مقام فناء فی الله و بقاء بالله می­رساند؛ یعنی آدم فکرش در این عالم بر اساس این محبت یک طرفه می­شود، فکرش جهت­گیری می­کند به طرف پروردگار و اوصاف پروردگار و شئون پروردگار، نبوت و ولایت اهل بیت از شئون توحید است.

 

توحید و محبت روح تشهد

 خیلی جمله­بندی نماز شگفت­انگیز است، نمی­دانم تا حالا توجهی فرمودید؟ فقط بخش تشهد نماز!

{اشهد ان لا اله الا الله وحده لا شریک له} وَحدَهُ یعنی هر چه بت درونی و بیرونی است، جایی در این عالم ندارد و پوچ است چون که است تکیه­گاه کارگردان یک نفر است کلید هستی دست یک نفر است، احسان، لطف و رحمت دست یک نفر است و به خاطر همین صفات است که بعد از اینکه می­گویم

{وحده لا شریک له} به صورت واجب که اگر یک کلمه­اش را بیندازم نماز باطل می­شود، به عبودیت و رسالت پیغمبر(ص) شهادت می­دهم! فقط {عبده­اش} را حذف کنم نماز باطل می­شود، {رسوله} را حذف کنم نماز باطل می­شود؛ یعنی پروردگار می­گوید من را می­خواهی با پیغمبرم بخواه با عبودیت بخواه! اگر راست می­گویی و بعد از {و رسوله} بحث اهل بیت است، در صلوات تشهد بحث اهل بیت است، بحث آل پیغمبر است،

 

فرق نماز قرآن و نماز بنی امیه

حالا اگر من بیایم مثل یک میلیارد جمعیت فعلی در کشورها در تشهد بگویم {صل علی النبی السلام علیکم و رحمه الله و برکاته} بنیان نماز را ریخته­ام، خرابش کردم! نمازم باطل است، چون آن نماز، نماز ساخت بنی امیه است، نه نماز قرآن، نماز قرآن توحید است، نبوت است، ولایت اهل بیت است، عمل به احکام است، عمل به حلال و حرام است،

 

طلب امنیت در نماز

بعد از این حرکت می­کنم به طرف امنیت {السلام علینا} امنیت بر ما باد {و علی عباد الله الصالحین} یعنی من با این حرکتم تمام خطرات دنیا و آخرت را از خودم دفع کردم.

اگر این نیست چرا معتبرترین کتاب­هایمان می­گوید: {الصلاه قربان کل تقی} نماز پرهیزگاران را به خدا نزدیک می­کند؟ چرا روایت می­گوید: {الصلاه عمود الدین} نماز ستون دین است؟ {ان قُبِلَت قُبِلَ مَا سَواها وَ اِن رُدَّت رُدَّ مَا سَواها} اگر قیامت نمازت را قبول کنند بقیه­ی اعمالت هم گرچه عیب داشته باشد از عیب­هایش چشم می­پوشم و به احترام نماز قبول می­کنم؟

 چون در نماز، تو اهل توحید شدی، اهل نبوت شدی، اهل ولایت و اهل امنیت هم شدی «وَ سَلاٰمٌ عَلَيْهِ يَوْمَ وُلِدَ وَ يَوْمَ يَمُوتُ وَ يَوْمَ يُبْعَثُ حَيًّا»  ﴿مريم‏، 15﴾ درباره­ی یحیی این سلام، سلام لفظی نیست! سین و لام و میم نیست، این را بدانید این معنای امنیت است، امنیت باد بر یحیی روزی که به دنیا آمد! «وَ سَلاٰمٌ عَلَيْهِ يَوْمَ وُلِدَ وَ يَوْمَ يَمُوتُ» امنیت باد بر یحیی روز مردنش «وَ يَوْمَ يُبْعَثُ حَيًّا»  و روزی که وارد قیامت می­شود، نه اینکه {السلام علینا و علی عباد الله الصالحین} یعنی یک چیز معمولی که در کوچه و بازار هم رسم است، هر کس به هر کس می­رسد سلام علیکم این نیست! {السلام علینا} یعنی من با این سیری که در نماز کردم و مخصوصاً در تشهدش که آمدم با همه­ی وجودم، با تمام گلبول­های قرمز و سفیدم، با رگ و پی­ام، با گوشت و پوستم به وحدانیت او و باطل بودن همه­ی بت­های جهان اقرار کردم این مقام کمی نیست، مقام توحید است.

 

اذان بلال

 شما می­دانید وقتی بلال به خواسته­ی صدیقه کبری(س) آمد کنار مسجد اذان گفت، اولاً زهرا هر روز صبح در این هفتاد و پنج روزه یا نود و پنج روزه صدای اذان را از مسجد می­شنید، ظهر هم می­شنید، شب هم می­شنید کمترین عکس العملی نشان نمی­داد، چون می­دانست آن کسی که دارد اذان می­گوید برده­ی بتان سقیفه است، آن کسی که دارد اذان می­گوید گلویش نجس است! چون نان­خور دولت سقیفه است، آن کسی که دارد اذان می­گوید تأییدکننده­ی ظالم است، تمام آن اذان پیش صدیقه کبری(س) با این جمله [کلاغ پرید] یکی بود! تو حالا بایست فشار به خودت بیاور {الله اکبر، الله اکبر، الله اکبر، اشهد ان لا اله الا الله، ... رسول الله، حی علی الصلاه} این با کلاغ پرید پیش حضرت زهرا(س) یکی است. اذان که می­گفتند پس برای چه به امیرالمومنین(ع) عرض کرد: من می­خواهم یک بار دیگر صدای اذان بلال را بشنوم؟! چون بلال حلال­خور بود! بلال نوکر دولت نبود، بلال نان­خور سقیفه نبود، بلال نجس­خور نبود، روز قیامت از هیچ نجس­خوری هیچ چیزش را قبول نمی­کنند! در دنیا دارند نشان می­دهند وقتی زهرا(س) هیچ چیزش را قبول نمی­کند، یعنی قیامت هم همین است، قیامت هم ما هیچ چیز آنها را قبول نمی­کنیم، نجس نخور، آلوده نخور، زبان نجس نداشته باش، گلوی آلوده نداشته باش، وابستگی آلوده نداشته باش، اصلاً ما نمی­پذیریم آن چیزی که پیغمبران(ع) و اهل بیت(ع) در دنیا نمی­پذیرفتند. نشانه­ی واضح این مسأله بود که در قیامت هم آن را نمی­پذیرند، خدا نمی­پذیرد! در قرآن هم سند داده: «إِنَّمٰا يَتَقَبَّلُ اَللّٰهُ مِنَ اَلْمُتَّقِينَ»  ﴿المائدة، 27﴾ مگر من از هر آلوده­ای عمل قبول می­کنم؟ بروی اذان برای دشمن بگویی، دشمنی که آمده در خانه­ی وحی را آتش زده! اذان برای چه؟ برای او می­گویی؟ بی­همیت، نامرد، دنیاپرست! برای چه آمدی بت­های سقیفه را می­پرستی؟ این اذان تو اذان است؟ اما بلال موحد است! بلال خودش را به نبوت رسانده، بلال عاشق دلباخته­ی ولایتی است که این عاشقی او را به عمل صالح کشیده، وقتی گفت: {اشهد ان لا اله الا الله} حالا با مقدماتش که من طول می­کشد که بخواهم بگویم، وقتی بنا شد بلال اذان بگوید، زهرای مرضیه(س) از امیرالمومنین(ع) چه چیزی خواست، از حضرت مجتبی(ع) چه چیزی خواست، از امام حسین(ع) چه چیزی خواست، اینها بماند!

 

خدا و غیر خدا در یک دل جمع نمی شود!

وقتی گفت: {اشهد ان لا اله الا الله} گفت: گوشتم، پوستم، رگم، پی­ام، جان و جسمم شهادت می­دهد به وحدانیت خدا؛ یعنی بیایید زهرا(س) را در یک آزمایشگاه قوی ظاهر و باطنش را آزمایش کنید غیر خدا هیچ چیز پیدا نمی­کنید، نمی­کنید! من نباید پول را کنار خدا بگذارم بگویم: خدا و پول، خدا را می­خواهم، پول را هم بدون قانون می­خواهم، ربا باشد می­خواهم، اختلاس باشد می­خواهم، دزدی باشد می­خواهم، خدا را هم می­خواهم! این خداخواهی را که یهودی­ها هم دارند، مسیحی­ها هم دارند، غیرشیعه هم دارند، این چه خدا خواستنی است؟ توحیدی که تمام درون من را نور بدهد، روشنایی بدهد، توحیدی که بیرون وجود من بایستد و پول حرام و عشق به بیگانه را در درون من راه ندهد «إِنَّ اَللّٰهَ يُدٰافِعُ عَنِ اَلَّذِينَ آمَنُوا» ﴿الحج‏، 38﴾ من فارسی دارم می­گویم، اما برای هر فارسی گفتنم آیه و روایت دارم، «إِنَّ اَللّٰهَ يُدٰافِعُ عَنِ اَلَّذِينَ آمَنُوا» من دفاع­گر اهل توحیدم؛ یعنی نمی­گذارم حرام و بیگانه و خلاف و معصیت کبیره و اصرار بر صغیره وارد وجود عاشقم شود، این تشهد. همینطوری تا حالا تشهد را خواندم؟ آقا شیخ به خودت بگو این مردم محترم هستند، بگو اگر تا حالا اینطوری تشهد نخواندی خاک بر سرت و خاک بر دهانت! پس چه خواندی؟

همینطوری توحید را طلوع دادم؟ نبوت را طلوع دادم؟ ولایت را طلوع دادم؟ و بعد از توحید و نبوت و ولایت به امنیت رسیدم. عشق آن جایش که خدا قبول دارد، آن که موتور حرکت است یعنی تبدیل به عمل و به اخلاق شود این عشق یعنی عاشق تا زنده است در مقام انتقال صفات معشوق به خودش در حد ظرفیت وجودی خودش. شود مگر رحیم، صفت خدا نیست؟! رحیم در ادبیات عرب صفت مشبهه است؛ یعنی مهر ثابت، رحمان یا صفت مشبهه است یا صیغه­ی مبالغه، یعنی مهرورزی ثابت، رئوف نهایت مهرورزی است، رئوف؛ مگر اینها برای خدا نیست؟ پس چرا ما در سوره­ی توبه درباره­ی پیغمبر(ص) که؛ یک انسان است، انسان کامل، کمال انسان است با وحی الهی می­خوانیم: «عَزِيزٌ عَلَيْهِ مٰا عَنِتُّمْ حَرِيصٌ عَلَيْكُمْ» ﴿التوبة، 128﴾ پیغمبر من، برای نجات شما از جهنم و رساندن شما به بهشت، حرص می­زند و خودخوری می­کند! آخرش خدا به او گفت: حبیب من! برای هدایت کردن مردم، تو که داری خودت را می­کشی! آن وقت در آیات قرآن تسلیت می­داد به پیغمبر(ص) می­گفت: حرف­هایت را قبول نمی­کنند، اینقدر ناراحت نباش حبیب من «حَرِيصٌ عَلَيْكُمْ بِالْمُؤْمِنِينَ رَؤُفٌ رَحِيمٌ»  ﴿التوبة، 128﴾ اینکه دیگر خیلی واضح است، شما دعای جوشن کبیر را بخوانید، آیات قرآن را درباره­ی خدا بخوانید،

 

طلوع دادن صفات معشوق در خود

می­گویند: رؤف و رحیم از اوصاف ذات است ولی من قبول ندارم، من می­گویم رحیم خود ذات است، رؤف خود ذات است، یک میلیاردیم میلیمتر با ذات فاصله ندارد، اصلاً رحیم خودش است، رؤف خودش است، آن وقت پیغمبرش(ص) که عاشق بود این ویژگی­های صفاتی را در خودش طلوع داده، چه کار کردی یا رسول الله(ص)؟ چه کار کردی؟ اگر خودت نمی­گفتی که کسی نمی­گفت، خودت می­دانستی چه به چه است که آمدی گفتی {من رأنی فقد رأی الحق} هر کس من را ببیند خدا را دیده! چه کردی؟

آن وقت هر کس من را ببیند، کارم را ببیند، خلقم، تلخیم و زمختیم را ببیند، می­رود آن طرف­تر و می­گوید: شیطان را می­خواهی ببینی؟ این است. چند سال در دنیا هستم؟ می­ارزد که محل پدید آمدن صفات ابلیسی بشوم؟ حسود است! برای چه؟ پروردگار عالم یک نعمت قیافه، یک نعمت علم، یک نعمت پول، یک نعمت آبرو به یکی داده، تو چرا داری خودکشی می­کنی؟ برای چه حسودی مى كنى؟ چرا؟ چه شده که حسودی؟

 

علامه­ی مجلسی وقتی حسد را بررسی می­کند، به این نتیجه می­رسد، می­گوید: حسود کافر است! علت کفرش هم این است که دارد به پروردگار می­گوید: چرا این را خوشگل آفریدی؟! چرا این زندگی آرامی دارد؟! چرا این کارها را برایش کردی؟! خب این ایراد گرفتن به پروردگار کفر است! این صفت ابلیس است.

 بخیل است پول حسابی دارد، جان می­کند یک قِران نمی­تواند از خودش جدا کند! چه خبرت است؟ این ملک­ها و این پاساژها و این زمین­ها و پول­های بانک را کجا می­خواهی ببری؟ کجا؟ این ثروتمندانی که وصیت نمی­کنند و می­میرند که میلیاردها تومان ثروت دارند، دلت می­خواهد به فقه اهل بیت مراجعه کنی؟ وقتی با میلیاردها تومان می­میرند خب باید کفن­شان را از پول خودشان بدهند، چهارصد پانصد تومان بردارند ببرند بزازی، یک دانه سرتاسری بخرند و یک لنگ بخرند و یک پیراهن، اگر ورثه گفتند: ما راضی نیستیم! حق به آن کفن ندارد، باید شهرداری کفنش کند، بیچاره، بدبخت، عشق به مال، چه کار کرده با تو؟ که حتی اجازه­ی یک کفن ورثه­ات به تو نمی­دهند؟! اما آن کسی که عاشق خداست

 

عشق که از آن مزرع جان روشن است/ یک شررش آتش صد خرمن است/

آتش عشق از من دیوانه پرس/ کوکبه­ی عشق ز پروانه پرس/

عشق که از آن مزرع جان روشن است/ یک شررش آتش صد خرمن است/

ما که در این آتش سوزنده­ایم/ کشته­ی عشقیم و به او زنده­ایم/

کشته­ی عشقیم و به او زنده­ایم/ آب خزر آب خزر

 آب حیات گرچه ز جان خوش­تر است/ چاشنی عشق از آن خوش­تر است/

عشق و شکایت ز ملامت که چه؟/

 چه کار داری می­کنی؟ چه داری می­گویی؟

این فقط بخش تشهد نماز است که محبت واقعی بعد از معرفت، انسان را به توحید، نبوت و ولایت اهل بیت(ع) می­رساند، سیر آخرش هم به امنیت دنیا و آخرت می­رساند. چون هر روز داریم می­گوییم: {السلام علینا و علی عباد الله الصالحین} امنیت بر ما.

 

بدی یهودیت

 یهودی­ها خیلی مردم بدی بودند، مخصوصاً زمان یحیی و زکریا بسیار بد بودند. وقتی مریم(س) با دم الهی به عیسی(ع) حامله شد، بعد از چند ساعت که باید می­زایید، پروردگار به او گفت: اگر یهودی­ها آمدند از تو پرسیدند: بچه را از کجا آوردی، جواب نده، بگو: من سکوت دارم، اگر می­خواهید بدانید بچه را از کجا آوردم از خودش بپرسید! یهودی­ها ریختند: «مٰا كٰانَ أَبُوكِ اِمْرَأَ سَوْءٍ» ﴿مريم‏، 28﴾ پدرت که آدم بدی نبود مریم« وَ مٰا كٰانَتْ أُمُّكِ بَغِيًّا»  ﴿مريم‏، 28﴾ مادرت هم، دختر عمران، زناکار نبود، بچه برای کیست؟ آقا برای کار یک مرد و زن اسلام می­گوید: هفتاد احتمال مثبت در ذهنت درست کن! همین. که درجا بگوئی زنا کرده، عرق خورده، ورق بازی کرده، این خانه را مگر می­شود با پول حلال بسازی! این مال دزدی است!

 

احترام مردم، احترام مومن و احترام مسلم را با محمل­های صحیح حفظ کن، «آبرو مساوی با خون است»! {عرض المومن کدمه}. اشاره کرد به گهواره، به او گفتند که: «نُكَلِّمُ مَنْ كٰانَ فِي اَلْمَهْدِ صَبِيًّا»  ﴿مريم‏، 29﴾ ما را مسخره می­کنی؟ بچه­ی داخل گهواره دو ساعت است به دنیا آمده، حرف می­زند؟ از داخل گهواره صدا بلند شد! قرآن را بخوانید این متن کتاب خداست: «قٰالَ إِنِّي عَبْدُ اَللّٰهِ آتٰانِيَ اَلْكِتٰابَ وَ جَعَلَنِي نَبِيًّا»  ﴿مريم‏، 30﴾ «وَ جَعَلَنِي مُبٰارَكاً أَيْنَ مٰا كُنْتُ وَ أَوْصٰانِي بِالصَّلاٰةِ وَ اَلزَّكٰاةِ مٰا دُمْتُ حَيًّا»  ﴿مريم‏، 31﴾ «وَ بَرًّا بِوٰالِدَتِي» ﴿مريم‏، 32﴾ من مأموریت واجب نیکی به مادرم را دارم، مادر است؛ یعنی باید محبت از وجود اولاد نسبت به مادر مثل سیل بریزد! مادر است، پدر است و بعد آخرش گفت: «وَ اَلسَّلاٰمُ عَلَيَّ يَوْمَ وُلِدْتُ وَ يَوْمَ أَمُوتُ وَ يَوْمَ أُبْعَثُ حَيًّا»  ﴿مريم‏، 33﴾ امنیت خدا بر من باد! امروز که به دنیا آمدم و روزی که از دنیا می­روم و روزی که وارد قیامت می­شوم.

 

حرکت در مسیر توحید با عشق

این برای تشهد تو، مسیر توحید را با عشق برو؛ یعنی عشق اگر نباشد من نماز درستی نمی­خوانم، عشق اگر نباشد سلام نماز را می­دهم یک نفس راحت می­کشم و می­گویم: مثل اینکه کوه دماوند روی کولم بود! با محبوب عاشقانه معامله کن، همه چیزت عاشقانه باشد؛ پول درآوردنت هم عاشقانه باشد، خرج کردنت هم عاشقانه باشد، بخیل امت ابلیس است، حریص امت ابلیس است، متکبر امت ابلیس است،

 

دعای پایانی

اگر این صفات در ما هست دو شب دیگر از این مجلس مانده، التماس کنیم به پروردگار ما را از دست شیطان بگیر، ما را از این زندان دربیاور.

به قول مرحوم ملا احمد نراقی كه یک شعرش غوغا کرده، دو سه خطش این است، به پروردگار می­گوید: من در اول جوانی­هایم بیشمار غلط کردم، من نفهمیدم اشتباهاتی کردم که شماره نمی­شود کرد، روز اشتباه کردم، هفته اشتباه کردم، سال اشتباه کردم، شب اشتباه کردم، من در اول بیشمار غلط کردم! بالاترین غلطم هم این بود اهرمن را در حصار خانه­ی تو، که قلب است راه دادم، دست دشمن دادم، به او ملک خدا را دادم، گفتم: بیا برو داخل هر کاری دلت می­خواهد بکن! آمد من را بخیل کرد، متکبر، ریاکار، ظالم، ناباب و نامرد کرد، همه کاری با من کرد! چه چیزی از من مانده؟

 من غلط کردم در اول بیشمار/ اهرمن را راه دادم در حصار/

 یک نظر جانا بر این کاشانه کن/ «یک نظر»! دشمن خود را برون زین خانه کن/

 هیچ کس نمی­تواند ما را از ابلیس پس بگیرد، خدایا تو ما را پس بگیر، نه خودمان زورمان می­رسد، نه پدر و مادرمان، نه رفیق­هایمان!

 

عاشقانه ها

 بی­خانمان از سر کویت کجا رود/ دولت در این در است از این در کجا رود/

محروم هر قبیله­ و مطرود هر دیار/ بی­دولتی که از در این دولت­سرا رود/

جامی که غیر ذوق تو بخشد مباح نیست/ گامی که غیر راه تو پوید خطا رود/

از سلطنت چه کم شود آن پادشاه را/ کز مرحمت به پرسش حال گدا رود/

 

دیگر توان ادامه دادن حرف­هایم را ندارم فردا شب اگر خدا بخواهد.

الهی دلی ده که جای تو باشد/ زبانی که در آن ثنای تو باشد/

الهی عطا کن به من گوش و چشمی/ که آن گوش پر از صدای تو باشد/

الهی عطا کن بر این بنده چشمی/ که بیناییش از ضیای تو باشد/

الهی چنانم کن از فضل و رحمت/ که سعیم وصول لقای تو باشد/

 الهی بده همتی آنچنانم/ که هر کار کردم برای تو باشد/

 الهی ندانم چه بخشی کسی را/ که هم عاشق و هم گدای تو باشد/

 

چنان ساقی نمود از باده مستم/ که داد از فرط مستی هر دو دستم/

 در آن مستی که حالی اینچنین داشت/ زبان حال با معشوقش همین داشت/

 

الهی عاشقم عاشق­ترم کن / سرم را غرق خون چون پیکرم کن/

 

اگر دستم ز دستم رفت غم نیست/سرم را می­دهم که از دست کم نیست/

بزن تیری به چشم نازنینم/ که غیر از یار چیزی را نبینم/

 

روضه

کنار هر شهیدی آمد یا قرآن خواند یا انا لله گفت، یا درباره­ی خود آن شهید حرف زد، مثلاً وقتی قنداقه­ی خون آلود را دست خواهرش داد، سرش را بلند کرد و گفت: خدایا این شهید را ذخیره­ی قیامت من قرار بده! بالای سر علی اکبر گفت: {علی الدنیا بعدک العفی} بالای سر قاسم گفت: پسرم، عموجان خیلی سختم است دارم می­بینم اینطوری جان می­دهی. اما بالای سر قمربنی­هاشم گفت: {الان انکسر ظهری و قلت حیلتی} خیلی است ابی عبدالله(ع) این حرف را بزند، اینها به تمام عالم امید می­دادند اما به عباس گفت: {و انقطع رجائی} دیگر امیدی برایم نمانده {و الکمد قاتلی} همین جمله را معنی کنم: عباس اگر تا امروز غروب من را نکشند، داغ تو من را زنده نخواهد گذاشت!

 

خوی بقعه شیخ نوایی دهه دوم محرم 98 جلسه­ی هشتم

 

مطالب مرتبط
سخنرانی های مرتبط
پربازدیدترین
- تهران_ مسجد امیر رمضان 94 سخنرانی پنجم - تهران مسجد المجتبی دهه دوم صفر 95 سخنرانی نهم - تهران مسجد رسول اکرم دههٔ اوّل جمادی‌الاوّل 1395 سخنرانی پنجم - مشهد/ حسینیهٔ همدانی‌ها/ تابستان1396هـ.ش./ دههٔ دوم شوال/ سخنرانی دوم - مشهد/ حسینیهٔ همدانی‌ها/ تابستان 1396 هـ. ش./ دههٔ دوم شوال/ سخنرانی سوم - مشهد/ حسینیهٔ همدانی‌ها/ تابستان 1396هـ.ش./ دههٔ دوم شوال/ سخنرانی چهارم - مشهد/ حسینیهٔ همدانی‌ها/ تابستان 1396 هـ. ش./ دههٔ سوم شوال/ سخنرانی پنجم - مشهد/ حسینیهٔ همدانی‌ها/ دههٔ سوم شوال/ تابستان 1396هـ.ش./ سخنرانی ششم - مشهد/ حسینیهٔ همدانی‌ها/ دههٔ سوم شوال/ تابستان1396هـ.ش./ سخنرانی هفتم - خوانسار/ حسینیهٔ آیت‌الله ابن‌الرضا/ دههٔ دوم ربیع‌الثانی/ زمستان1396ه‍.ش.سخنرانی هفتم - آیا خداوند سختی و تنگنا خلق کرده است؟ - تجلی زیبایی خداوند - زیان‌کاران و ماندگاری ابدی در آتش جهنم - از نماز خواندن تا نماز شدن - رهایی از تعلقات دنیوی، راهی برای بندگی - قرآن، معمار ساختمان سعادت بشر
پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز