فارسی
شنبه 23 آذر 1398 - السبت 17 ربيع الثاني 1441

تهران_ مسجد امیر رمضان 94 سخنرانی پنجم


امیرالمومنین علی (ع) - جلسه پنجم _ 6 رمضان - رمضان 1436 - مسجد حضرت امیر -  

 

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمدلله رب العالمین صلاة و السلام علی سید الانبیاء و المرسلین حبیب الهنا و طبیب نفوسنا ابی القاسم محمد صلی الله علیه و علی اهل بیته الطیبین الطاهرین المعصومین المکرمین.

در ابتدای سخن سه آیه از قرآن کریم تلاوت می‌کنم که در این سه آیه پروردگار بین دو گروه را تفاوت کامل قائل شده است. این تفاوت را شما از ابتدای ورود به زندگی در عمل مردم و اخلاق مردم مشاهده کردید، در یک آیه می‌فرماید أَ فَمَنْ كٰانَ مُؤْمِناً كَمَنْ كٰانَ فٰاسِقاً، مومن به توضیح پیغمبر یعنی کسی که تمام مردم از او در امان هستند مومن، از ماده امن است، نسبت به مالشان، آبرویشان، جانشان، زن و فرزندشان، در امان هستند. مطمئن هستند که  از این انسان مومن شری به خودشان، به مالشان، به آبرویشان، به جانشان نمی‌رسد علتش هم این است که اینها در باطن وابستگی شدید به پروردگار دارند، به حلال و حرام خدا هم در حدی آشنا هستند، از خدا در همه حرکات و رفتارشان ملاحظه دارند، یقین هم دارند که پروردگار آنها نسبت به همه  حرکات با طنی و ظاهری‌شان مراقب است، چون  دائم در فضای مراقبت خدا و دیدبانی خدا قرار دارند شر ندارند، یک خصوصیتشان هم این است که می‌دانند عاقبت شر نارضایتی خداوند و دوزخ است می‌ترسند، خود این ترس بهترین زیباترین، قوی‌ترین، ترمز است که اینها وارد شر زدن نشوند وَ أَمّٰا مَنْ خٰافَ مَقٰامَ رَبِّهِ وَ نَهَى اَلنَّفْسَ عَنِ اَلْهَوىٰ  ﴿النازعات‏، 40﴾، می‌ترسند از مقام پروردگارشان، مقام در اینجا بنا به روایاتمان دو معنا دارد یک معنی می‌ترسند از زمانی که باید در پیشگاه پروردگار بایستند و جواب تمام حرکات دوره عمرشان را بدهند چون می‌ترسند کاری نمی‌کنند که آنجا مورد بازجویی قرار بگیرند، یک معنی‌اش هم می‌فرمایند مقام ربه یعنی عذاب دوزخ، آتش دوزخ، این دورنمایی از وجود مومن.

أَ فَمَنْ كٰانَ مُؤْمِناً كَمَنْ كٰانَ فٰاسِقاً اما فاسق کیست؟ فاسق در لغت عرب به معنای آدمی است که از چهارچوب حالات و اخلاق و ارزشها و کرامت‌های انسانیت درآمده، کجا رفته؟ الان که انسان نیست و قران مجید می‌گوید فاسق است و از چهارچوب انسانیت و حالات انسانیت درآمده کجا رفته، قرآن می‌گوید رفته جزو درندگان و شیاطین و ناسپاسان، مشرکان و کافران، خب پرونده‌شان در قرآن خیلی مفصل است یک جا می‌گوید اولئک کالانعام رفته داخل حیوانات، زندگی حیوانی، هیچ قاعده و قانونی را رعایت نمی‌کند، یک جا می‌گوید مثله کمثل کلب، وضعش داستانش داستان سگ است یک جا می‌گوید مَثَلُ اَلَّذِينَ حُمِّلُوا اَلتَّوْرٰاةَ ثُمَّ لَمْ يَحْمِلُوهٰا كَمَثَلِ اَلْحِمٰارِ ﴿الجمعة، 5﴾ یک جا هم می‌گوید کمثل شیطان، ولی دیگر اخلاق انسانی ندارد، عادات انسانی ندارد حالات انسانی ند ارد، از این آدمی که از چهارچوب انسانیت بیرون رفته توقع خیر نداشته باشید فقط مواظب خودتان باشید هار است، حیوان است قانون‌شناس نیست، الاغ است هر چی هم درس بخواند کتابی بار بر این الاغ است کمثل الحمار یحملوا اسفارا، فقط مواظب باشید شر بهتان نزند عالم هست، دانشمند هست، کاسب هست، تاجر هست اما شر دارد، چون از یک طرف حالت حیوانی دارد، از یک طرف حالت سگ درنده را دارد از یک طرف حالت الاغ را دارد از یک طرف شیطان است اینها حرفهای خدا درباره ساخته‌های خودش این آدمیزاد است، و شما ببینید انسان وقتی مومن می‌شود می‌شود همرنگ ملائکه، فقط خیر محض است، وقتی بسیار پست می‌شود یا می‌شود همرنگ انعام، یا سگ هار یا الاغ یا شیطان. گلایه هم ازش نکنید چون توقع خیر از او نمی‌رود، به مال برسد گرچه برای خودش نباشد برای خواهر است، برای برادر است، برای بیت المال است دهان مثل حیوانی که رفته در زمین مردم دارد علف‌ها را می‌خورد حلال و حرام هم سرش نمی‌شود می‌خورد مال را، خیلی راحت روز روشن می‌دزدد، حرف بهش بزنی سگ هار است می‌گزدت.

گول علمش را نخور اگر دین ندارد الاغ است، گازت می‌گیرد، لگد می‌زند، مواظب باش چون شیطان است سرت را کلاه نگذارد اما خیالت از مومن راحت باشد، مومن هم دغدغه خدا را دارد، هم دغدغه خودش را دارد، هم دغدغه قیامتش را دارد، هم دغدغه مرگش را دارد، هم دغدغه برزخش را دارد، لطیف زندگی می‌کند، نزدیک افطار مرحوم آیت الله العظمی بروجردی در سن هشتاد و سه چهار سالگی در اتاق خودشان که الان هم هست درآن اتاق نشسته بودند دیدند بیرون اتاق هم دود است هم بوی کباب می‌آید، یک ربع هم مانده به افطار، خادم خانه را صدا زد، فرمودند قصد کردی من را مورد غضب خدا قرار بدهی؟ قصد کردی پرونده من را سیاه کنی؟ قصد کردی من را تحویل دادگاه‌های قیامت بدهی؟ گفت آقا من یک همچنین قصدی در حق شما اصلا به خاطرم نیامد، گفت اگر همچین قصدی نکردی در حالی که تمام مردم روزه‌دار قم که بخشی فقیر هستند و تهیدست هستند، درآمدشان کم است، نمی‌توانند گوشت بخرند برای چی کباب برای من سیخ کشیدی؟ عرض کرد آقا اصلا من امروز و دیروز گوشت برای این خانه نخریدم کباب برای همسایه است در حیاط دارد باد می‌زند دودش و بویش دارد می‌آید اینور، می‌گوید اینقدر ایشان شاد شد و خدا را شکر کرد انگار بعد از ده سال امروز از زندان آزادش کردند این مومن است.

این آدمی است که با دیدن دود کباب به خیال اینکه در خانه خودش است از پروردگار و قیامت و دادگاه به شدت وحشت‌زده می‌شود، این غیر از آن آدم هایی هستند که برای نامزدی دختر و پسرشان گران‌ترین هتل را  می‌گیرند و پارویی پول می‌دهند و غذاهایی که یک سومش بیشتر خورده نشده همه را هتلی‌ها می‌ریزند در سطل زباله و دور می‌ریزند، با این مردمی که یک عده زیادشان با روزی پنجاه تومان شصت تومان مزد گوشت کیلو سی تومان نمی‌توانند بخرند، لباس برای بچه‌هایشان نمی‌توانند بخرند، دخترشان دارد  سی سالش می‌شود نمی‌توانند شوهر بدهند نه نمی‌خواهند شوهر بدهند، پسرشان به گناه افتاده نمی‌توانند زن بدهند، حالا خدا در آیه می‌گوید افمن کان مومنا کمن کان فاسقا، آیا وضع زندگی مومن با فاسق یکی است؟

چرا مومن آنگونه زندگی می‌کند؟ یک کلمه قرآن مجید می‌گوید چون بینا است، بصیر است، بصیر اسم خداست، شعاع بصیر بودن خدا در قلبش روشن است، قلب چراغ‌دان بصیر بودن پروردگار است، می‌فهمد چگونه زندگی کند می‌فهمد چگونه پول دربیاورد و هزینه کند، ما بنا نبود این شکل عروسی‌ها را داشته باشیم این شکل هزینه‌ها را داشته باشیم، ما بنا نبود خانه متری سی میلیون و بیست و پنج میلیون داشته باشیم در حالی که یک عده‌ای با زن و بچه‌شان در یک اتاق خرابه زندگی می‌کنند و یک عده‌ای از ایمان جدا شدند شدند فاسق. اگر سخن من را می‌شنوند از سیمای جمهوری اسلامی ناراحت نشوند بدانند در غفلت دچار فسق شدند اگر دلشان می‌خواهد توبه کنند خدا قبول می‌کند اما معلوم می‌شود که در این چند سال اخیر ما به دو طایفه مومن و فاسق به شدت تقسیم شدیم، و بدنه فاسق ما هم کم نیست، کم نگیریم، کم نبینیم، کلاه سرمان می‌رود، دانی که چه گفت زال با رستم گرگ، دشمن نتوان حقیر و بیچاره شمرد.

ما از بیست سال پیش در حجاب کم گذاشتیم، کوچک هم  حساب کردیم گفتیم یک ذره  مو عیبی ندارد، اما الان در ماشین‌ها روسری‌ها برداشته شده شبها هم من خودم در خیابان دیدم زنها و دخترها بی‌حجاب کامل می‌روند و می‌آیند و به روز هم می‌کشد، کم ندانیم گناهان ر ا، کم ندانیم دشمنان را. نگوییم امارات برای ما پیش ما اندازه یک موش است، نگوییم داعش پیش ما چهار تا منحرف تکفیری آدم کش است نگوییم آل صعود پایشان به جایی بند نیست دشمن را کوچک نبینیم اشتباه است، بالاترین دشمن هوای نفس است که از آل صعود و آل صدام و اسرائیل خطرش برای زندگی شخصی و خانوادگی ما سنگین‌تر است. آنها به بدن ما می‌زنند و به مالمان این به دین و توحید و به قیامتمان می‌زند.

آیه دوم أَ فَنَجْعَلُ اَلْمُسْلِمِينَ كَالْمُجْرِمِينَ  ﴿القلم‏، 35﴾ من پروردگار انسانهایی که تسلیم به من هستند با انسان‌هایی که دستشان در دست شیطان است و مجرم هستند مجرم مالی، مجرم سیاسی، مجرم فکری، مجرم اخلاقی، مجرم خانوادگی، یکی حساب کنم؟ مسلم یعنی آنی که تسلیم به من است بیناست، مجرم کوردل است، آیه سوم وَ مٰا يَسْتَوِي اَلْأَعْمىٰ وَ اَلْبَصِيرُ  ﴿فاطر، 19﴾ در پیشگاه من کوردل با انسان بینای با بصیرت یکی نیست، کسی که چراغ راه دستش است و دارد با چراغ زندگی می‌کند با کسی که هیچ نوری ندارد، بی‌گدار همه چیز را به آب می‌زند یکی نیست.

وَ مٰا يَسْتَوِي اَلْأَعْمىٰ وَ اَلْبَصِيرُ  ﴿فاطر، 19﴾ اَلظُّلُمٰاتُ وَ اَلنُّورُ تاریکی‌ها با روشنایی یکی نیست، وَ لاَ اَلظِّلُّ وَ لاَ اَلْحَرُورُ  ﴿فاطر، 21﴾ سایه خنک با هوای گرم کشنده کویر یکی نیست، وَ مٰا يَسْتَوِي اَلْأَحْيٰاءُ وَ لاَ اَلْأَمْوٰاتُ ﴿فاطر، 22﴾مرده قبرستان با زنده فعال  عاقل یکی نیست.

خب اینهایی که بینایی باطنی دارند از کجا این بینایی را آوردند؟ از نبوت انبیا، امامت امامان وحی پروردگار این آیه در اواخر سوره اعراف است، هذا اشاره به نزدیک است، خیلی نکته عجیبی است که در آیه می‌گوید هذا یعنی اینی که بغل دستتان است و از شما اصلا دور نیست، پیشتان است، هذا یعنی این قرآن، این قران از شما دور است قرآن برای همه شما قابل فهم و قابل درک است با معلمی که خدا تعیین کرده. هذا یعنی این قرآنی که کنارتان است می‌بینید دائم، در خانه‌تان در مسجد، در عقد، در ختم‌ها این قرآن. آیاتش، هٰذٰا بَصٰائِرُ مِنْ رَبِّكُمْ ﴿الأعراف‏، 203﴾، روشن‌گری‌هایی است نسبت به حقایق عالم از جانب پروردگارتان، مربی‌تان مالکتان آنی که شما را آفریده.

شش هزار و ششصد و شصت و چند تا چراغ کنارتان است، یک دانه هم نیست، این روشنگرها شما را هدایت می‌کند، به خوبی‌ها، به بدی‌ها به درستی‌ها به نادرستی‌ها، به بهشت به دوزخ، به خدا، به شیطان، به انبیا، به ائمه، به فرعون‌ها، به نمرودها، به یزیدها نشانتان می‌دهند عالم چه خبر است، و رحمة و این آیات کلید باز کردن ابواب رحمت خدا به روی شماست لقوم یومنون اما این چراغ‌ها برای آنهایی کاربرد دارد که باور بکنند، قبول بکنند، لقوم یومنون.

این سه آیه اول و آیه ا عراف را که شنیدید یک سوال از شما عزیزانم داشته باشم شما برادران در کل کشور، خواهران در کل کشور، آنهایی که صدای قرآن و خدا و پیغمبر و ائمه را از این مسجد می‌شنوند، آیا می‌توانید با دلیل ثابت بکنید که در بین تمام فرشتگان که عددشان معلوم نیست، واقعا معلوم نیست اینجا هم خدا عدد نگفته امام صادق می‌فرماید از وقتی ابی عبدالله دفن شده در کربلا هر شب هفتاد هزار فرشته به زیارتش می‌آیند تا طلوع آفتاب صبح زیارت می‌کنند هر شب اول طلوع برمی‌گردند دیگر تا قیامت نوبتشان نمی‌شود، شما ببینید خدا چقدر فرشته آفریده، آیا در بین فرشتگان از مقرب تا غیر مقرب در بین جن، در بین انسان‌ها از زمان آدم تا الان می‌توانید با دلیل ثابت بکنید که یک نفر با بصیرت‌تر از پیغمبر اسلام وجود دارد؟ می‌توانید ثابت بکنید؟ دلیل که ندارید، هر کسی هم بگوید یکی دیگر از پیغمبر بابصیرت‌تر است دروغ گفته چون خلاف قرآن است.

امیر المومنین وقتی می‌خواهد دانش و بینایی و بصیرت پیغمبر را تعریف کند می‌گوید او اعلم است با کلمه اعلم، یعنی برتر از او بالاتر از او، بصیر در این عالم وجود ندارد نترسید من هم نمی‌ترسم دلیل دارم خدا ان الله علیم بصیر بعد از پروردگار مقام دوم بصیر بودن پیغمبر عظیم الشان اسلام است. این را  ما  نمی‌توانیم هضم بکنیم، خدا در قرآن بارها گفته من بصیر هستم در آخر سوره یوسف هم گفته پیغمبر من بصیر است، قُلْ هٰذِهِ سَبِيلِي أَدْعُوا إِلَى اَللّٰهِ عَلىٰ بَصِيرَةٍ أَنَا ﴿يوسف‏، 108﴾ یعنی پیغمبر یعنی خدا بهش می‌گوید بگو من یعنی پیغمبر من اتبعنی علی بصیرة، اگر علمای بزرگ اهل سنت از قول این پیغمبر  بصیر که اعلم همه بصیرهاست در کتابهای مهم‌شان درباره امیر المومنین مطلبی را نقل بکنند باور نمی‌کنیم، نه ما نقل کنیم، علمای عالم و دانشمند و قابل قبول اهل سنت اگر از این انسان بصیر بینای‌ روشن‌بین، روشن‌گر، ظاهربین‌، باطن‌بین، چشم‌داری که ملکوت را می‌بیند، لاهوت را می‌بیند، جبروت را می‌بیند، حقایق علمی را می‌بیند، همه چیز برای قلبش منکشف است، مطلبی را درباره مولی الموحدین نقل بکنند شما باورتان نمی‌شود؟ اگر باورتان نشود پس پیغمبر را رد کردید خدا را رد کردید و قرآن را هم رد کردید چرا؟ خدا یک دل پاکی به ما داده که این حرفها را در هر کتابی می‌خواهد باشد باور کنیم، این حرفها را هر کسی نقل کرده باور کنیم، ما آدم با انصافی هستیم. ما آدم با وجدانی هستیم، ما عاقل هستیم ما نمی‌آییم به یک عالمی که از برادران اهل سنت است و علمش هم سنگین است جان کنده کتاب نوشته بگوییم که نه چون تو اهل سنت هستی حرفت را قبول نمی‌کنیم این حرفها را اگر قبول نکنیم که پیغمبر را قبول نکردیم، قرآن را قبول نکردیم، خدا را قبول نکردیم، روایت در کتاب معة منقبة است که صد فضیلت از امیر المومنین در این کتاب است خود صاحب کتاب که در سال سیصد و هفتاد هجری شمسی بوده یعنی اواخر قرن سوم اوائل قرن چهارم، ولادت و مرگش همین حدود‌هاست، می‌گوید من کتب اهل سنت را در آن سال همان سیصد و هفتاد تا چهارصد بررسی کردم دیدم گوهرهای گرانبهایی درباره امیر المومنین در این کتابهاست صدتا را انتخاب کردم.

صفحه 50، فضیلت نهم، صدتا فضیلت است این نهمی است، قال رسول الله یا علی انت امیر المومنین، تمام مومنین از زمان آدم تا قیامت یک دانه امیر و بالا مقام و رهبر دارند آن هم تو هستی، و امام المتقین، تقوا خیلی کار سختی است، که من فکرم را از افکار شیطانی حفظ کنم، اعضا و جوارحم را از گناه حفظ کنم، دلم را از غیر خدا حفظ کنم، بسیار کار مشکلی است به امیر المومنین می‌گوید و امام المتقین، از زمان آدم تا قیامت هر چی آدم با تقوا پیدا شود تو پیشوای آنها هستی یعنی جلوتری، مقدمی، یا علی انت سید الوصیین، صد و بیست و چهار هزار پیغمبر همه جانشین داشتند، تو آقای کل جانشینان صد و بیست و چهار هزار پیغمبر هستی، ما باید به اینگونه علمای اهل سنت  دعا کنیم که  چقدر زیبا ما را راهنمایی کردند که در دوره عمرمان دست به دامن کی بزنیم و از کی پیروی کنیم و دنبال کی باشیم، و دینمان را از کی بگیریم، آنها که زنده نیستند ولی من بهشان می‌گویم باریک الله احسنت، آفرین. و وارث علم نبیین، علی جان صد و بیست و چهار هزار نفر منبع علم بودند کل علوم صد و بیست و چهار هزار نفرشان به تو به ارث رسید، تو یک نفر اندازه صد و بیست و چهار هزار نفر پیغمبر علم داری، و خیر الصدیقین، گروه صدیقین در قران مطرح هستندپیغمبر می‌گوید تو بهترین آنها هستی، و افضل السابقین، علی جان از الان تا زمانهای دور گذشته هر چی آدم خوب در عالم وجود داشته تو از همشان بالاتر هستی، یا علی علی جان یک امتیاز خیلی مهم تو این است انت زوج سیدة نساء العالمین، تو شوهر خانمی هستی که آن خانم سرور تمام زنان جهانیان است در یک روایت دیگر می‌گوید من الاولین و الآخرین، زهرا در زنان اولین و در زنان آخرین تا قیامت هم وزن ندارد تو فقط هم وزنش بودی، یا علی انت الحجة بعدی علی الخلق اجمعین، تو چراغ بعد از من هستی، دلیل بعد از من هستی، بر تمام مردم استوج و الجنة من تولاک، علی جان کسی که تو را ولی خودش انتخاب بکند بهشت بهش واجب است بی‌برو و برگرد، و استحق النار من عاداک، کسی که با تو نسازد کنارت بزند از زندگی حذفت بکند، یقینا جهنم بهش واجب است.

یا علی و الذی بعثنی بالنبوة و اصطفانی علی جمیع البریه این هم خیلی جمله فوق العاده‌ای است، با زهم به عالمان اهل سنت بگویم باریک الله که این را حذف نکردند در بیان روایت علی جان به حق کسی که من را به پیغمبری انتخاب کرد، و من را بر جمیع جنبندگان عالم فضیلت داد و بهتر قرار داد لو ان عبدا ابدالله الف عام، اگر انسانی هزار سال خدا را عبادت کند ما قبل الله ذلک منه عبادت هزار ساله‌اش را قبول نمی‌کند الا بولایتک، مگر اینکه تو ولی‌اش باشی تو امامش باشی. و بولایت ائمة من ولدت و ان ولایتک، ولایت تو را هم از کسی خدا قبول نمی‌کند الا من براءة من اعدائک، مگر کسی که تو را به ولایت انتخاب کرده با دشمن تو نسازد اگر با  دشمن تو بسازد ولایت تو را هم از او قبول نمی‌کند باید آدم صافی باشد، یک دست باشد، و اعداء الائمة من ولدک، علی جان اینهایی که من بهت گفتم به ذلک اخبرنی جبرئیل همه اینها را امین وحی به من خبر داد از پیش خودم نگفتم.

بعد پیغمبر این آیه سوره کهف را خواندند، فَمَنْ شٰاءَ فَلْيُؤْمِنْ وَ مَنْ شٰاءَ فَلْيَكْفُرْ ﴿الكهف‏، 29﴾، من هیچ کس را اجبار نمی‌کنم هر کسی در این دنیا دلش می‌خواهد علی را انتخاب بکند بشود مومن هر کسی هم دلش می‌خواهد علی را حذف کند بشود کافر، مردم آزادند. چه نعمتی خدا به ما لطف کرده. ما که نمی‌توانیم بگوییم  غلام تو هستیم آن را قنبر باید بگوید اما می‌توانیم بگوییم خیلی دوستت داریم. قلبمان برایت پر می‌زند. نمی‌توانیم بگوییم یک ماموم کامل هستیم اما می‌بینی که در حد قدرت خودمان داریم راه تو را طی می‌کنیم داریم به تو اقتدا می‌کنیم داریم همان نمازهایی که تو از پیغمبر گرفتی و خواندی و همان نمازهای تو را  داریم می‌خوانیم، همان روزه‌های تو را داریم می‌گیریم، می‌توانیم بگوییم علی جان آدم های بخیلی نیستیم به این خاطر خمسمان را می‌دهیم زکاتمان را می‌دهیم پول اضافه داریم خرج این مردم آبرودار مستحق زمانمان می‌کنیم اینها کارهایی بوده که تو کردی ما هم دا ریم در حد خودمان انجام می‌دهیم، علی جان خوشحال باشیم که قیامت با تو هستیم؟ خوشحال باشیم که دستمان را می‌گیری؟ خوشحال باشیم که وقت مردن چشممان به جمالت روشن شود؟ دوست ندارید از یک علی دیگر هم برایتان حرف بزنم.

زبان نداشته بگوید ولی حالش با بابا همین را  می‌گفته.

 

سخنرانی های مرتبط
پربازدیدترین
سخنرانی استاد انصاریان سخنرانی مکتوب استاد انصاریان سخنرانی استاد انصاریان در مسجد امیر سخنرانی ها
پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز